« من و همسرم از خويشاوندان نزديك مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى بوديم ، او در نجف براى صله رحم و تفقد از حال ما ، به منزل ما مىآمد ما كراراً صاحب فرزند شده بوديم ولى همگى در همان دوران كوچكى فوت كرده بودند ، روزى مرحوم قاضى به منزل ما آمد ، در حالى كه همسرم حامله بود و من از وضع او آگاه نبودم ، موقع خداحافظى ، به همسرم گفت دخترعمو ! اين بار اين فرزند تو مىماند و او پسر است و آسيبى به او نمىرسد ، و نام او « عبدالباقى » است و من از سخن مرحوم قاضى خوشحال شدم و خدا به ما پسرى لطف كرد و بر خلاف كودكان قبلى باقى ماند و آسيبى به او نرسيد و نام او را عبدالباقى گذارديم » « 1 » .
نشان دادن آينده آيت الله آقا سيد ابوالقاسم خوئى
استاد فاطمىنيا در ايام رحلت حضرت آيت الله العظمى خويى ( ره ) فرمودند :
مرحوم آيت الله خويى در ايام جوانى ، جهت استفاده معنوى ، به محضر مرحوم قاضى مشرّف مىشود . مرحوم قاضى دستورالعملى به ايشان تجويز مىكند . آيت الله خوئى بعد از انجام دستورات ، به بيت مرحوم قاضى مراجعه مىكند . مرحوم قاضى به اذن الله آينده ايشان را به وضوح براى وى نشان مىدهد ، حتى مأذنهاى هم مشاهده شده بود كه مؤذن از بالاى آن فرياد مىزند كه آيت الله العظمى خوئى از دنيا رفته است » . « 2 »
قاليچه حضرت سليمان
علامه طباطبائى مىفرمايند : برادر ما سيد حسن الهى طباطبائى بوسيله شاگردش از حضرت قاضى رضوان الله عليه سئوال كرده بود كه قاليچه حضرت سليمان كه آن حضرت روى آن مىنشست ، و به مشرق و مغرب عالم مىرفت ، آيا روى اسباب ظاهريه ، ساخته شدهاى بود ؟ و يا از مُبدعاتِ إلهيه بود و هيچ گونه بااسباب ظاهريه ربطى نداشت ؟ آن شاگرد چون از مرحوم قاضى رحمة الله سئوال مىكند ، ايشان فرموده بودند : فعلًا چيزى در نظرم نمىآيد و ليكن يكى از موجوداتيكه در زمان حضرت سليمان بودند ، و در اين كار تصدّى داشتند ، الان زندهاند ، مىروم و از او مىپرسم . در اين حال مرحوم قاضى روانه شدند ، و مقدارى راه رفتند ، تا آنكه منظره كوهى نمايان شد . چون به دامنه كوه رسيدند يك شَبَهى در وسط كوه كه شباهت به
هامش
( 1 ) - - مهر تابان ، ص 21 .
( 2 ) - به نقل از روزنامه « نامه آذربايجان » ، سه شنبه 2 مرداد 1375 ، تبريز . .