فرا رسيد هر يك براى تحصيل غذا به نقطهاى متفرّق شدند ، ليكن با يكديگر ميعاد نهادند كه فردا در وقت معين در آن معيادگاه يكديگر را ملاقات كنند . يكى از آنها ميهمان بود و ديگرى به ميهمانى شخصى درآمد و چون سوّمى جايى نداشت با خود گفت به مسجد مىروم و ميهمان خدا مىشوم و تا صبح در آنجا بسر برد ، و هم چنان گرسنه باقى بود . صبحدم در ميعاد خود هر سه نفر حضور يافتن و هر يك سرگذشت خود را بيان كردند . از جانب خداى متعال به نبى آن زمان وحى رسيد كه به آن ميهمان بگو :
« ما ميهمانى اين ميهمان عزيز را قبول كرديم و خود را بيان كردند و خود ميزبان او شديم و بارى براى او در صدد تهيه بهترين غذاها برآمديم و لكن در خزينه غيب خود تفحّص كرديم بهتر از گرسنگى غذايى را براى وى نيافتيم . » « 1 »
ذكر احوال
« مرحوم قاضى از مجتهدين عظام بود ، ولى مقيد بودند كه در منزل خود درس بگويند ؛ و دورههائى از فقه درس مىدادهاند ، و نماز جماعت را نيز براى شاگردان خود در منزل اقامه مىنمودهاند ، و نماز ايشان بسيار با طمأنينه بود ؛ و طول مىكشيد ، و پس از نماز مغرب كه در اوّل استتار شمس تحت الافق اقامه مىكردند تا وقت عشاء به تعقيبات مغرب مىپرداختند ، و قدرى طول مىكشيد . در ماه مبارك رمضان شاگردان براى ادراك نماز مغرب به نماز جماعت ايشان مىرفتند ، و چون بعضى تا ذهاب جمره مشرقيه از قسمت الرأس مبادرت به نماز نمىكردند ، لذا از ايشان تقاضا مىكردند كه قدرى صبر كنند ، و ايشان صبر مىكردند ، ولى سماور روشن بود و مرحوم قاضى به مجرد استتار قرص ، افطار مىكردهاند .
در دهه اوّل و دوّم ماه رمضان ، مجالس تعليم و انس در شبها بود ، در حدود چهار ساعت از شب گذشته ، شاگردان به محضر ايشان مىرفتند و دو ساعت مجلس طول مىكشيد ، ولى در دهه سوم مجلس تعطيل بود و مرحوم قاضى ديگر تا آخر ماه رمضان ديده نمىشدند ، و هر چه شاگردان بدنبال ايشان مىگشتند در نجف ، در مسجد كوفه در مسجد سهله ، و يا در كربلا ، ابداً اثرى از ايشان نبود ، و اين روّيه مرحوم قاضى بود در همه سال تا زمان رحلت . » « 2 »
هامش
( 1 ) - - يادنامه استاد شهيد مرتضى مطهرى ، ص 241 .
( 2 ) - مهرتابان ، ص 17 . .