چون شما به زبان فارسى و تركى حرف مىزنى . فرمودند : اشكال ندارد من با تو به زبان عربى حرف مىزنم . و از
اينجا عشق و علاقه من به سيد بزرگوار شروع شد . . . » « 1 »
صبر و شكيبايى
مرحوم استادسيدمحمدحسن قاضى طباطبايى مىنويسد :
« . . . پدر همواره مىفرمودند : « كه سختىهاى زندگى را بايد با صبر و شكيبايى تحمل كرد و بايد سنگ زيرين آسيا بود . شيخ حسين محدّث خراسانى مىفرمودند ، من از نجف بيرون آمدم به علت ناراحتى وضع زندگى استادم قاضى كه خود در برابر افرادى كه با روش عرفانى او مخالفت مىورزيدند سكوت مىكرد و رفقاى خود را هم أمر به آرامش مىنمود و اين عمل براى من غير قابل تحمل بود » و پدرم مكرر مىفرمود : « كه نمىخواهم در تاريخ نوشته شود كه قاضى به علت مخالفت با فقهاى روزگار خود به قتل رسيد » . من به پدرم گفتم : مهاجرت كن ! « اولم تكن أرض الله واسعة فتهاجروا فيها » فرمودند : « من با زحمت فراوان خودم را به اين شهر مقدس رساندهام و هيچ حاضر نيستم كه از آن دست بكشم و عمرم هم سر آمده است و خيلى راضى هستم . ولى شما بايد مهيا باشيد ؛ چه اينكه اگر به اختيار هم بيرون نرويد ، شما را به زور و اكراه بيرون مىكنند و شما بايد هر جا كه باشيد مرا از ياد نبريد و از براى من طلب مغفرت كنيد و شما بايد هرگز فراموش نكنيد كه ايرانى هستيد و نام و نشان شما در دفاتر ايرانىها ثبت است » . بعد از پدر ، برادران ما خود را به صورتى غير ايرانى قلمداد كردند . مثلًا سيد تقى ما ، فرزندان خود را به سربازى فرستاده بودتا به عنوان عرب و عراقى باشد ؛ ولى مفيد واقع نشد . بنده و ديگر برادران در بيست و اندى سال كه پس از فوت پدر در عراق بوديم ، همواره اسم ايران و ايرانى بودن در زبان و دلمان بود و چشم دل بكوى و سوى ايران دوخته بوديم . . . » « 2 »
فوائد جوع و گرسنگى
« مرحوم استاد قاضى ( رضواناللهعليه ) روايتى غريب درباره فوائد جوع بيان مىفرمودند و ماحصلاش آن كه : در زمان انبياى سلف سه نفر رفيق گذرشان به ديار غربت افتاد ، شب
هامش
( 1 ) - - روح مجرد ، ص 51 .
( 2 ) - از يادداشتهاى استاد سيد محمدحسن قاضى طباطبائى . .