حصير خرمائى چيزى نبود ، و چه بسا براى روشن كردن چراغ نفتى در شب به جهت نبودن لامپا و يا نفت در خاموشى به سر مىبردند . » « 1 »
احترام به استاد
« من [ سيد محمدحسين تهرانى ] يك روز به ايشان [ علامه طباطبائى ] عطر تعارف كردم ، ايشان عطر را به دست گرفتند و تأملّى كردند و گفتند :
دو سال است كه استاد ما مرحوم قاضى رحلت كردهاند ؛ و من تا به حال عطر نزدهام . و تا همين زمان اخير نيز هر وقت بنده به ايشان عطرى دادهام در آن را مىبستند و در جيبشان مىگذاردند . و من نديدم كه ايشان استعمال عطر كنند ، با اينكه از زمان رحلت مرحوم قاضى سى و شش سال است كه مىگذرد و عجيب است ، تساوى و توازن مدّت عمر علّامه با استادشان مرحوم قاضى ، چون مدت عمر مرحوم قاضى هشتاد و يكسال بود ، و مدت عمر علّامه نيز هشتاد و يكسال است . » « 2 »
شرح ديوان
« مرحوم قاضى مىفرمودند : محى الدين روزى به ابن فارض گفت : خوب است شما شرحى بر ديوان خود بنويسيد ! ابن فارض گفت : حضرت استاد ! « فتوحات مكيه » شما شرح ديوان من است . » « 3 »
نوازش پدرانه
از مرحوم آيت الله شيخ كاظم قاروبى تبريزى نقل است :
« در زمان رياست و مرجعيت مرحوم آيتاللهالعظمى آقا سيدابوالحسن اصفهانى ( ره ) ، از طرف معظمله ، براى مدرسين و اساتيد بزرگ حوزه علميه نجفاشرف هر ماه مقررى بين آقايان تقسيم مىشد . با اين همه ، شخصيت و بزرگوارى مرحوم آيت الله اقا سيدعلى قاضى طباطبائى باعث شده بود كه هيچكس جرأت پيش قدم شدن در پرداخت مقررى مرحوم
هامش
( 1 ) - - مهرتابان ، ص 58 .
( 2 ) - مهر تابان ، ص 15 .
( 3 ) - مهر تابان ، ص 62 . .