جمال يار بر صحيفه خاطرات
تاريخ مدوّن بشرى ، از سپيده دم تاريخنگارى تا امروز شرح فرازها و فرودهاى بزرگ است و اگر در آن از شخصيتهاى بزرگ نيز اثرى مىبينيم ، تنها به خاطر نقش آنها در ايجاد آن فراز و فرودهاست ، و از آن شخصيتها نيز تنها جلوههاى سخت آشكار و مشخص ثبت شده است كه جريان رودخانه تاريخ را دستخوش تغييرى كردهاند .
در اين ميان ، بزرگان واقعى ، يعنى مردان خدا و پاسداران امانت الهى و خلفاى خداوند برزمين ، غريبان بزرگ تاريخند . چرا كه تاريخنگاران تنها لحظههايى از زندگانى آنان را ثبت كردهاند كه از فرط عظمت و بزرگى ، حتى ناتوانترين چشمها را نيز خيره ساخته است .
به راستى مگر ما جز چند فصل خيرهكننده از زندگانى ، مولاى پرهيزگاران على ( ع ) ، بانوى بزرگ اسلام فاطمه ( س ) ، امام صابران حسن ( ع ) ، قافله سالار شهيدان امام حسين ( ع ) و پيامبر خونهاى عاشورايى زينب ( س ) ، چه چيز از آنها مىدانيم ؟ و مگر نه اينكه اين شرم و تأسف توأمان ، همواره در دلهاى ماست كه از پيشوايانى چون امام هادى ( ع ) حتى اين اندازه نيز به خاطر نداريم ؟
اينك ما براى جبران خسارت قرنهاى پيش ، تنها يك راه پيش رو داريم . ثبت دقيق و كامل خاطرات ، سرگذشتها و لحظههاى زندگى ، و انديشهها و اعمال و گفتار اولياى خدا و مردان الهى - كه هيچ زمانهاى خالى از آنها نخواهد ماند - و انتشار و ترويج آن .
با اين همه بايد به خاطر داشت كه تنها ثبت « سير » زندگى اين بزرگان كافى نيست و بايد « سيره » آنان را نيز حفظ كرد و اشاعه داد . « سير » زندگى همان چيزى است كه دل مشغولى مورّخان را تشكيل مىدهد ؛ مجموعه صحنههاى مهم و برجستهاى كه در زندگى بزرگمردان به چشم مىخورد و تأثير آن بيش از هر چيز در روند حركتهاى اجتماعى قابل مشاهده است . اما « سيره » ، روح حاكم بر تمامت زندگى مردان خداست كه در گفتار ، نوشتار ، كردار و تأييد و تكذيبهاى عملى آنها در مورد گفتهها و كردههاى ديگران متجلّى مىشود .