نامه شماره 27
نامه بدون تاريخ است . برخى گلايهها شده و در عين حال بر ارادت خود به مرحوم حاجميرزاباقر تأكيد نموده است .
« . . . حقير به واسطه توارد هموم و تهاجم غموم كه از روزگار بوقلمون گوناگون مىرسد بعلاوه امراض و فوت دونفر از اولاد و ظهور مرض [ ناخوانا ] در اين صفحات از عرض جواب محروم بوده و امروز . . . به مقام تصديع مىآيد ، اولًا اين كه لعمرك الكريم « و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم » « 1 » در مدت طولانى كه قسمت بنده در معاصرت حضرتعالى بهرهمند و مغبوط بوده حضوراً و غياباً و سفراً و حضوراً از شخص شخيص آن جناب در خصوص خود در هيچ ماده قصورى از الطاف و كوتاهى در مراحم مشاهده نشده « و كيف و أنّي و انتالّذّي سارت منك و بكالفضايل والفواضل و ملأتالمجالس والمحافل و حدثت بكالركبان فيالاقطار والبلدان » « 2 » ان كان و لابد اگر كسى را يا خود بنده را از آن جناب وقتى خداى ناكرده گله به زبان و قلم رفته باشد به جهت اين است كه اطلاع كامل بر وضعيات حاليه دعاگو نبودهكه به موجب آن رفتار فرماييد . . . » .
هامش
( 1 ) - سوره واقعه : 76 .
( 2 ) - ترجمه : چگونه و چرا ؟ در صورتى كه تو همان كسى هستى كه فضايل و الطاف تو از شهرى به شهر ديگر مىرسد و مجالس و محافل را پر مىكند و سوارهها در مناطق دوردست از آن سخن مىگويند . .