نامه شماره 26
نامه بدون تاريخ است . در اين نامه اشاره به صرف برههاى از عمر را در وادىالسلام نموده و گلايه از اقدامننمودن براى فروش ملك مىنمايد :
« . . . برههاى از عمر تلف شدة اخلاصمند در وادىالسلام و سر قبور كرام ارحام و ابرار بنىاعمام صرف مىشود و رجاى واثق است كه حق سبحانه و تعالى نااميد نكند و با عدم حاجت آنها اسباب رفع درجات شود . فعلى هذا لازم است كه جناب مستطاب عالى دامعزّه به عرايض حقير توجهى فرموده و در توجيه اسباب آسودگى اخلاصكيش كمال جديت مبذول فرماييد تا به آسودگى مشغول خدمت شود . . . و اگر از همين قدر هم مضايقه فرموديد باكى نيست .
ما زدست اول بداديم اختيار خويش را « 1 »
و اين قدر هم كه عرض مىشود به جهت ملاحظه مصالح سائل و مسئول است . و اگر بخواهم عرض نمايم كه بندهزادهها در چه حالند و هنوز ميرزامهدى در گوشه مدرسه عمرى مثل عُمر عُمَر به سر مىبرد و وقت زواجش مىگذرد عرض اين احوال به طول انجامد والله المستعان علي مانقول . . .
هامش
( 1 ) - به نظر مىرسد مرحوم قاضى اين مصراع را از شعرى منسوب به سعدى ( غزليات بخش مواعظ ) در ذهن داشته است :ما قلم بر سر كشيديم اختيار خويش را * اختيار آن است كو قسمت كند درويش را ( ويراستار ) . .