نامه شماره 30
نامه بدون تاريخ و در رديف نوشتههايى با مضمون گلايههاى دوستانه است .
« . . . قلتَ لى كيفَ انْت قلتُ عليل * سَهَر دائِمٌ وَ حُزنُ طَويلٌ « 1 »
به جان عزيزت قسم مىخورم كه نفرمايى چنين و چنان است و به محبوب خود قسم مىخورم كه پيش هر محبى محبوب از همه عزيزتر است ، و در شريعت عشق قسم دروغ به معشوق بالاترين همه كفرها است كه حقير با اين كه جنابعالى هيچگونه تفقد و احوالپرسى در اين مدت از حسيب و نسيب بلكه اخلاصمند بلاريب و تكذيب خود نفرمودهايد هيچ روز آن جناب را از دعاى خير در اين آستانه و نيابت زيارت فراموش نكردهام ، مگر اين كه روزى باشد كه اصلًا توفيق دعا و زيارت نباشد . . . » .
هامش
( 1 ) - شعر از شاعرى ناشناخته است . ترجمه : « از من پرسيدى چگونهاى ، گفتم بيمارم ، تمام شبها بيدار و اندوهى بلند دارم » . در برخى از متون ، اين بيت را زبانحال حضرت فاطمهزهرا ( س ) در پاسخ به گويندهاى كه حال عمومى ايشان را پرسيده است ، دانستهاند . البته در اين خصوص جاى ترديد است . در كتابهاى بلاغت عربى ، اين بيت ، شاهد معروفى براى قاعدة « حذف مسنداليه » [ قلتُ [ أنا ] عليلٌ ] مىباشد ( ويراستار ) . .