نامه شماره 25
اين نامه برگه دوم نامهاى مفصل است كه در تاريخ 6 جمادىالثانى 41 نوشته شده و در آن دو نكته مطرح شده كه از سهسطر آخر نكته نخست و ادامه آن چنين است : « و اگر نه ترس اين بود كه آن غيور علىالاطلاق نمىخواهد كه هتك استار شده و همىخواهد كه عباد غير او را ملجأ و منجاى خود قرار ندهند لاعولت اليك اعوال الثكلي و لبيكت علي عظيم المصيبة والبلوي و لكنالصبر ايمن واجمل و حسبناالله و نعمالوكيل و هذه هيالعمدة فيالحقيقه . « 1 »
مطلب دوم كه پيش حقير و امثال حقير آن عمده است عرض مىشود كه قريب سىسال است كه از محضر شريف محروم است و حضرتعالى از موضوع امر اخلاصكيش اطلاع نداريد و تشريح و بلكه تصريح آن در اين عريضه غيرميسور است كه به نحو اجمال اشاره برود . چنانيكه عثمان بن عفان به اميرمؤمنان عليه السلام پيام داد :
« بلغ السيل الزبّي و جاوز الحزام الطّبيّين . » « 2 »
گفتنى و شنيدنى و نوشتنى نيست . جمعيت زياد شده و هر يك را يك نوع سركشى
هامش
( 1 ) - تركيبى از جملات ادعيه و احاديث است . ترجمه : مىناليدم همانند زنان فرزندمرده و بر بزرگى مصيبت و بلا مىگريستم امّا صبر بهتر و زيباتر است و خدا بهترين كفيل و وكيل است . ضربالمثلى عربى مىگويد : الثكلى تُحّبُالثكلى : زنِ فرزند مرده ، زنِ فرزندمرده را دوست دارد ( ويراستار ) .
( 2 ) - بحارالانوار ، جلد 477 : 31 . .