بيتش - عليهمالسلام - است كه هيچ شركى را در برندارد ، از اين جهت به اباذر فرمود : خدا را حفظ كن تا او را پيش رويت بيابى ، زيرا اولًا ، حضرت به يافتن تكيه كردند نه دانستن ، زيرا يافتن ، شهود قلبى است و دانستن اعم از آن است ، و ثانياً : فرموده است او را پيش رويت بيابى به اين كه خداوند احاطه مطلقه « 1 » بر ذات و صفات و افعال اشياء دارد كه اين حكايت از واضحبودن اين حقيقت مىكند ، چون پيشرو از روشنترين جهات است و ثالثاً ، يكى از موجوداتى كه او چنين احاطهاى را به آن دارد خود يابندهى او است پس ، از اين فرمايش استفاده مىشود كه با مراقبهى كامل نسبت به حقتعالى ، حالت انقطاع از توجه استقلالگونه به خود و موجودات پيدا مىشود و حقتعالى براى او تجلى مىكند و حق مطلقبودن او برايش آشكار مىشود « 2 » كه غيرى جز حق تعالى و كمالات ظهور يافته او نيست ، اينجا است كه معرفت حقيقى به او حاصل شده و شخص مىيابد كه خداوند به خودش شناخته شده است : « بك عرفتك » « 3 » ( تو را با تو شناختم ) و انقطاع حقيقى هر مقدار حاصل شود ، معرفت شهودى نيز به همان اندازه خواهد بود ، لذا اين حقيقت را على - عليه السلام - و ائمه اطهار - عليهمالسلام - در مناجات شعبانيه به طور كامل از ذات اقدس الهى طلب مىكنند كه همواره براى آنان باشد : خدايا به من كمال انقطاع به سوى خويش را عنايت فرما و چشمان قلب ما را به پرتو نگاهش به سوى تو ، نورانى كن تا ديدههاى قلب پردههاى نورانى را پاره كرده و به معدن عظمت برسد . . . خدايا مرا به نور عزت
هامش
( 1 ) - سوره فصلت ، آيه 54 .
( 2 ) - سوره نور ، آيه 25 .
( 3 ) - اقبالالاعمال ، ص 67 .