« عند مليك مقتدر » « 1 » و « لدينا مزيد » « 2 » تعبير شده است ، در مقابل كسانى كه توجهى به اين حقايق نداشته يا منكر رسيدن انسان به اين حقايق باشد ، اگر چه مؤمن بوده و اعمال صالح انجام دهند تنها به آثار و مواهب ظاهرى اعمالشان رسيده و از درك حقايق توحيدى محروماند ، اما كسانى كه كفر ورزيدند يا به طور مستمر اعمال ناصالح و مخالفت با فرامين الهى داشتهاند ، علاوه بر رسيدن به نتيجه افكار و اعمالشان ، به دورى از حقايق و رنج روحى به واسطه آن ، نايل مىشوند كه : « كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون ، كلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون ، ثم انهم لصالواالجحيم ثم يقال هذا الذى كنتم به تكذبون » ، « 3 » ( چنين نيست كه آنها مىپندارند بلكه چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است ، چنين نيست كه مىپندارند بلكه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوب هستند ، سپس آنها يقيناً وارد دوزخ مىشوند ، بعد به آنان گفته مىشود : اين همان چيزى است كه آن را انكار مىكرديد ) ، با اين كه خداوند به تمامى انسانها اينگونه خطاب كرده و نتيجهى كارشان را بيان مىكند : اى انسان تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد ، سپس كسى كه نامهى اعمال او به دست راستش داده شود ، به زودى حساب آسانى مىشود و خوشحال به سوى اهل و خانوادهاش باز مىگردد و اما كسى كه نامهى اعمال او به پشت سرش داده شود ، به زودى فرياد مىزند : واى بر من كه هلاك شدم و در شعلههاى آتش سوزان مىسوزد ، چون در ميان خانوادهاش پيوسته از كفر يا گناه
هامش
( 1 ) - سوره قمر ، آيه 55 .
( 2 ) - سوره ق ، آيه 35 .
( 3 ) - سوره مطففين ، آيه 17 - 14 .