محياي و مماتي لله رب العالمين لا شريك له و بذلك امرت و انا اولالمسلمين » ، « 1 » ( بگو كه نماز و عبادت و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانيان است ، شريكى براى او نيست و به اين امر مأمور شدهام و من اولين تسليمشوندگان هستم ) ، زيرا مالكيت خداوند ، حقيقى است كه با خود موجود ظهور مىكند و قابل انتقال به غير نمىباشد و معناى آن اين است كه او است كه با هستى و كمالات و آثار هستى موجودات ظهور كرده است و تنها رسولخدا - صلىالله عليه وآله - و تابعين خالص آن حضرات ائمه - عليهمالسلام - « 2 » به تسليم كامل وجود و شئون وجودى خود به حق تعالى نايل شدهاند به گونهاى كه در تمامى فعاليتها و توجهها از اين حقايق غافل نبوده و آنها را پياده مىنمايند و ديگران را نيز به پيمودن اين مراحل كه عالىترين كمالات انسانى است دعوت مىكنند : « قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيره انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشركين » ؛ « 3 » ( بگو اين است راه من كه با روشنايى ، من و كسانى كه از من تبعيت كردهاند ديگران را به سوى خدا دعوت مىكنيم ، خدا منزه است و من از مشركين نمىباشم ) ، اين مرحله بالاترين مرتبهى ايمان است كه با هيچ شركى جمع نمىشود ، زيرا توجه استقلالگونه به هستى و كمالات و آثار موجودات هرچند دقيق باشد ، شرك بسيار مخفى حساب مىشود ، با اين كه حقتعالى اين گونه است : « لم يكن له كفواً احد » ، « 4 » ( هيچ شريكى براى او نيست ) و تنها دعوت رسول خدا - صلىالله عليه وآله - و روش و سيرهى عملى و وجودى آن حضرت و اهل
هامش
( 1 ) - سوره انعام ، آيه 162 و 163 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 35 ، باب 33 .
( 3 ) - سوره يوسف ، ايه 108 .
( 4 ) - سوره توحيد ، آيه 4 .