مراتب كلى اخلاص و آثار آن
به نظر مىرسد مرحلهى اول آن انجام وظايف بندگى است به نيت ترتّب آثار آخرتى ( همانگونه كه در قرآن و سنت بر انجام وظايف بندگى آثار بسيارى ذكر شده و نيز براى گناهان عقوبتهاى فراوانى بيان شده است ) تا انسان با اين انگيزه ، ترغيب به انجام وظايف شده و مانعى از ارتكاب محرمات الهى بر او پيدا شود و با تداوم بر بندگى تغيير حالت و اشتياق بر انجام بندگى پيدا شود و انگيزه قوىتر گردد و به مرحلهى دوم ؛ يعنى ، تحصيل خشنودى حقتعالى و حب به او ، نايل شود و نشانهاش آن است كه اگر خداوند آثارى را نيز بر انجام طاعات و معاصى مترتب نكند او طاعت خواهد كرد و با حفظ اين انگيزه در تمامى حركات ، سكنات و مباحات ، نورانيت قلب زيادتر شده و علاوه بر رفع پردههاى ظلمانى از قلب او ( ترك مخالفت و دورى از رذايل اخلاقى و عدم اخلاص ) و جهت الهى پيدا كردن تعلقات وجوديش ، موفق مىشود كه پردههاى نورانى نيز از چهرهى قلب او زدوده شود و مراقبهاش بسيار عميقتر گردد و به فضايل قرب نوافل و فرايض نايل شود ؛ يعنى ، تاكنون با انگيزههاى گوناگون كه هركدام در جاى خود مطلوب هستند كارهايش را انجام مىداد و خود را فاعل آنها مىدانست ، لكن پس از اين ، با كشش عميقتر به خداى متعال و محبت ويژه خداوند به او ، توحيد افعالى برايش كشف شده و خدا را با شهود قلبى فاعل مستقل افعالش و سپس افعال و آثار موجودات مشاهده مىكند و حقيقت : « و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي » ، « 1 » ( و هنگامى كه ( تير يا سنگ ) مىانداختى ، تو تير نمىانداختى و لكن خدا تير مىانداخت ) ، برايش كشف مىشود . انسان پس از
هامش
( 1 ) - سوره انفال ، آيه 17 .