مرتبه اگر چه انسان با تعقل يا از راه خويشتن حركت مىكند ، لكن به خود آنها توجه ويژه نمىشود و به حقيقت آيات توجه مىشود ، چنان كه ائمه - عليهمالسلام - گاهى افراد با استعداد روحى را به اين طرق ارشاد مىفرمودند ؛ مثلًا امامصادق - عليه السلام - مىفرمايد : كسى كه گمان كند خدا را به واسطهى پرده يا صورت يا مثال شناخته است او مشرك است ، زيرا حجاب و مثال و صورت غير اوست و خداوند فقط يكتاى يگانه است ، پس چگونه موحد باشد كسى كه گمان كند خدا را به غير او شناخته است ؟ فقط كسى كه خدا را به خدا بشناسد ، او را شناخته است و كسى كه او را به او نشناسد او را نشناخته است ، بلكه غير او را شناخته و خدا اشيا را از چيزى آفريده است ، با اسمهايش ناميده مىشود ، لكن او غير از اسمهايش مىباشد و اسما نيز غير از اوست و موصوف غير از وصفكننده است . پس كسى كه گمان كند به آنچه نمىشناسد ايمان دارد ، او از معرفت گمراه است ، آفريدهاى چيزى را جز به خدا درك نمىكند ، « 1 » از اين فرمايش استفاده مىشود كه خداوند معروف بالذات است و غير او به او شناخته مىشود : يعنى غير او مظهر او مىباشد . چنان كه از على - عليه السلام - سئوال شد : آيا خدا را به محمد ( ص ) شناختى يا محمد ( ص ) را به خداى عزوجل ؟ فرمود : خدا را به محمد - صلىالله عليه وآله - نشناختم و لكن محمد را به خداوند عزوجل شناختم هنگامى كه او را آفريد و حدودى از طول و عرض در او احداث كرد ، پس با استدلال و الهام واردهى از جانب خداوند ، شناختم كه او تدبيرشده و مصنوع است . « 2 » و همچنين از آن حضرت
هامش
( 1 ) - همان ، ص 142 ، روايت 7 .
( 2 ) - توحيد صدوق ، ص 286 ، روايت 4 .