( از همين رو به عنوان نمونه هركس اتومبيل خود را - مثلًا - در حالت مستى و يا در زمانى كه تحت تأثير موادّ مخدّر قراردارد به يك چهارم بهاى اصلى خود به فروش برساند و يا همسر خود را در حالت خشمى كه توان انديشه و اراده را از ميان مىبرد طلاق دهد و يا تحت تأثير دلدادگىاى كه خرد او را به باد داده ، ما يملك خود را به نام ديگرى كند ، همه و همه فاقد عزمى جدّى بر آنچه مىگويند ، و در نتيجه فاقد رضايت مىباشند . )
8 - عقد قرارداد در پارهاى از ناچاريها و ضرورتهاى شديد نيز از قراردادهاى فاقد تراضى مطلوب ، هستند . ( به عنوان نمونه : كسى كه بخاطر تشنگى مفرط به بهايى كه براى نوشيدن اندكى آب ، از او خواسته مىشود وقعى نمىنهد ، و يا همچون كسى كه دچار تصادف شده و به علّت هراس زياد ، هر پيشنهاد نجاتى را مىپذيرد ، در زمرهء افرادى قرار مىگيرند كه فاقد رضايتى كامل هستند . ) قراردادهايى كه در بحبوحهء بحرانهايى چون زلزله ، قحطى ، يورش دشمنان و . . . منعقد مىشوند نيز عموماً فاقد تراضى مطلوب مىباشند . در واقع تمام اين موارد فاقد تراضى خواسته شده براى عقد قرارداد هستند .
9 - اگر ارادهء معطوف به انعقاد قرارداد تنها در نزدِ يكى از طرفين قرارداد وجود داشته باشد ، بخاطر نبود همسويى در ارادهء دو طرف ، قراردادى منعقد نخواهد شد . مثلًا ، اگر در قراردادى ، ايجاب « 1 » از سوى يكى از طرفين صورت پذيرد ، ولى از سوى طرف ديگر ، قبولى « 2 » صورت نگيرد
هامش
( 1 ) - پيشنهاد عقد قرارداد - مترجم .
( 2 ) - پذيرش عقد قرارداد - مترجم .