تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
با دخترش و يا متّهم ساختن وى به عقده‌هاى روانى مخيّر سازد ، چون پذيرش چنين افترايى براى هر كس آسان‌تر از آن است كه با دخترى كه تمايل ندارد ازدواج كند ، قرار گرفتن در چنين تنگنايى اكراه تلقّى نمىشود . 4 - حقّ تصرّف يكى از شروط آشكار قرارداد آن است كه طرف قرارداد از حقّ تصرّف در امر مورد قرارداد ( همچون كالا و بها در امر خريد و فروش و اجاره ) برخوردار باشد . چه ، هر قرارداد ، گونه‌اى تصرّف محسوب مىشود و هيچ قراردادى مگر از سوى كسى كه صلاحيّت تصرّف را داشته باشد ، منعقد نخواهد شد . مثلًا خود ، مالكِ مورد قرارداد باشد ، و يا وكيل و يا ولىّ ( پدر ، جد ، وصىّ جدّ و پدر و يا حاكم شرع ) وى باشد . در واقع انعقاد قرارداد از سوى كسانى غيراز اين افراد و همچنين از سوى افرادى كه بسبب سَفَه « 1 » و يا افلاس « 2 » و يا به اسباب ديگر محجور گشته و از انعقاد قرارداد منع شده‌اند ، نامشروع تلقّى مىشود . بايد گفت مراد از عدم وقوع عقد در اينجا بطلان كامل آن نيست ، بلكه بدان معنى است كه در صورتهاى ذكر شده عقد كامل نمىشود . چه ، اگر پس‌از انعقاد قرارداد ، شخص داراى حقّ تصرّف رضامندى خود را از قرارداد بيان كند ، قرارداد صحيح و الزام‌آور خواهد بود .
هامش
( 1 ) - عقل معاش نداشتن و يا به ديگر سخن توان حساب دخل و خرج را نداشتن را سَفَه گويند - مترجم . ( 2 ) - هرگاه بدهيهاى كسى بيش از سرمايهء وى باشد بدان افلاس و به وى مفلس مىگويند كه توضيح بيشتر را دربارهء اين دو اصطلاح مىتوانيد در كتاب الحجر ببينيد - مترجم .
احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 118 | السيد محمد تقي المدرسي