به عنوان نمونه اگر بازرگانى در صورت عدم امضاى قرارداد معيّنى به فاش شدن اسرارش و يا فاش شدن اسرار شركا و نزديكانى كه نزد وى گرانمايهاند و زيان آنها را زيان خود محسوب مىكند تهديد شود ، بگونهاى كه بر زايل شدن آبرو و نيك نامى خود و نزديكانش نزد ديگران بترسد و قرارداد مزبور را امضا كند ، اين بازرگان ، مُكْرَه و مجبور محسوب مىشود و اكراه محقّق خواهد شد .
ج - گاهى ابزار اكراه حسّى است . همچون : آزار بدنى ، تهديد جانى و تهديد به زندان و يا تهديد به اخراج از كشور . گاهى نيز براى اكراه از ابزارهاى روانىاى همچون ؛ بدنام كردن طرف مقابل ، تلاش براى اخراج وى از محلّ كارش ، و يا لغو مجوّز كار ، استفاده مىشود ، و هر قراردادى كه تحت تأثير اين گونه تهديدها امضا شود مشروعيّت نخواهد داشت مگر اينكه بعداً رضايت خود را اعلام نمايد .
د - خطرى كه فرد به آن تهديد مىشود ، مىبايست با عملى كه بدان مجبور مىشود متناسب باشد تا اكراه مصداقيّت يابد . به عنوان نمونه :
اگر كسى در صورت عدم فروش خانهاش به شكسته شدن شيشههاى اتومبيلش تهديد شود ، مجبور محسوب نمىشود ، چه ، هيچكس خانهء خود را از ترس شكسته شدن شيشههاى اتومبيلش نمىفروشد .
امّا در صورت رخ نمود عكس اين فرض ؛ به عنوان نمونه اگر كسى در صورت عدم فروش مثلًا خودكار خود به شكسته شدن شيشههاى اتومبيلش تهديد شود ، در نزد عرف مجبور محسوب مىشود .
همچنين به عنوان نمونه اگر كسى فرد ديگرى را بين دو امر ازدواج
احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١١٧