تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
نوشت كه : مردى از مردى ديگر ملك و يا بنده‌اى را با پولى كه از راهزنى و يا دزدى بدست آورده بود خريدارى كرد ، آيا سودهايى كه از ثمرات اين ملك به وى مىرسد بر او حلال است ؟ . . . پس امام عليه السلام اين گونه پاسخ نوشتند : « لا خير في شيء أصله حرام ولا يحلّ استعماله » « 1 » . « در آنچه اصلش حرام است ، خيرى نيست وبهره‌مندى از آن حلال نمىباشد . » 2 - از يكى از بندگان شايستهء خدا ( يكى از امامان معصوم عليه السلام ) روايت شده كه : دربارهء چگونگى فروش و گرفتن بهاى خانه‌اى كه نسل در نسل در اختيار كسانى غيراز مالكان آن بوده و مالكان اصلى خانه نيز در نزد آنان معلوم نبوده ، توسّط مردى كه آن خانه در دست اوست ، پرسش شد . ايشان پاسخ دادند : « ما أحبّ أن يبيع ما ليس له » « 2 » . « دوست نمىدارم آنچه را كه به وى تعلّق ندارد بفروشد . » 3 - از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند : « لا بيع إلّافيما يملك » « 3 » « هيچكس نمىتواند چيزى را بفروشد ، مگر آنكه مالك آن باشد . »
هامش
( 1 ) - وسايل الشّيعة ، ج 12 ، باب 3 از ابواب ما يكتسب به ، ص 58 ، ح 1 . ( 2 ) - همان ، باب 1 از ابواب عقد البيع و شروطه ، ص 250 ، ح 5 . ( 3 ) - مهذّب الأحكام ، ج 17 ، ص 26 ، چاپ چهارم .