نوشت كه : مردى از مردى ديگر ملك و يا بندهاى را با پولى كه از راهزنى و يا دزدى بدست آورده بود خريدارى كرد ، آيا سودهايى كه از ثمرات اين ملك به وى مىرسد بر او حلال است ؟ . . . پس امام عليه السلام اين گونه پاسخ نوشتند :
« لا خير في شيء أصله حرام ولا يحلّ استعماله » « 1 » .
« در آنچه اصلش حرام است ، خيرى نيست وبهرهمندى از آن حلال نمىباشد . »
2 - از يكى از بندگان شايستهء خدا ( يكى از امامان معصوم عليه السلام ) روايت شده كه : دربارهء چگونگى فروش و گرفتن بهاى خانهاى كه نسل در نسل در اختيار كسانى غيراز مالكان آن بوده و مالكان اصلى خانه نيز در نزد آنان معلوم نبوده ، توسّط مردى كه آن خانه در دست اوست ، پرسش شد .
ايشان پاسخ دادند :
« ما أحبّ أن يبيع ما ليس له » « 2 » .
« دوست نمىدارم آنچه را كه به وى تعلّق ندارد بفروشد . »
3 - از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند :
« لا بيع إلّافيما يملك » « 3 »
« هيچكس نمىتواند چيزى را بفروشد ، مگر آنكه مالك آن باشد . »
هامش
( 1 ) - وسايل الشّيعة ، ج 12 ، باب 3 از ابواب ما يكتسب به ، ص 58 ، ح 1 .
( 2 ) - همان ، باب 1 از ابواب عقد البيع و شروطه ، ص 250 ، ح 5 .
( 3 ) - مهذّب الأحكام ، ج 17 ، ص 26 ، چاپ چهارم .