و ارادهاى براى سخن جدّى ندارد ، اعتبارى نمىتوان قايل شد . ( به عنوان نمونه اگر كسى از روى شوخى دوست خود را مخاطب قرار داده ، بگويد :
اتومبيل خود را مثلًا به قيمت هزار تومان فروختم ، و از آن سو طرف مقابل نيز بىدرنگ قبول كند ، قراردادى منعقد نخواهد شد ، چرا كه ايجاب كننده قصدى جدّى را از سخن خود مراد نكرده است . )
د - به نظر مىرسد مىتوان برخى از سطوح اكراه و اجبار را نيز به حكم بالا ملحق كرد . به عنوان نمونه : كسى كه گفتن سخنى به وى اجباراً ديكته شده ، و يا كسى كه به امضاى سند فروش خانهاش بدون اطّلاع از محتويات آن از سوى كسى مجبور شود ، بگونهاى كه سخن و يا امضاى آن دو ارادى و اختيارى تلقّى نشود ، مشمول اين حكم خواهند شد .
3 - ارادهء آزادانه
الف - مراد از « ارادهء آزادانه » آن است كه طرف قرارداد بر انعقاد آن مجبور نشده باشد ، چه كسى كه به انجام كارى مجبور شده باشد در واقع از اعمال اراده و اختيار خود محروم است ، از اين رو اهليّت و صلاحيّتش ناقص خواهد بود . به همين خاطر بستن قرارداد با وى هيچ ارزش قانونى و شرعى نخواهد داشت ، مگر اينكه پس از آن بدان عقد راضى شود .
ب - اكراه وقتى محقّق مىشود كه اختيار فرد از او گرفته شود .
تهديد فرد از نظر جانى يا مالى يا ناموسى و قرار گرفتن در وضعيّتى كه از نظر عرف براى انسان قابل تحمّل ، از جملهء موجبات اكراه مىباشند .
از همين رو وارد آمدن زيانهاى كم و يا آزار اندك ، موجب تحقّق اكراه نمىشوند .
احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١١٦