همچون وقتى كه بانك ، صورتحسابى را براى مشترى خود مىفرستد و در آن عدم اعتراض را به مثابهء قبول تلقّى مىكند . يا اينكه سابقهء دادوستد پيشين موجب شود تا سكوت براى بيان قبول كفايت كند ، همچون سكوت وارد كنندهاى كه معمولًا كالاهاى معيّنى را از طريق مكاتبه از بازرگانى خريدارى مىكند ، در برابر كالاهايى كه آن بازرگان بدون اعلام قبلى براى وى مىفرستد . يكى ديگر از نمونهها اين است كه كسى در برابر هبهء شخص ديگر سكوت كند و با سكوت خود رضايت و قبول خود را پديدار سازد .
ب - عملى كردن قرارداد نيز به جاى قبول لفظى آن مىنشيند . به عنوان نمونه عرضهء كالا توسّط فروشندگان و دريافت كالا توسّط خريداران و پرداخت بهاى آن به فروشنده بدون تصريح لفظى به قبول كه به ميزان فراوانى در عرصهء زندگى روزهمرّهء ما اتّفاق مىافتد ، و در ادبيّات فقهى از آن به « معاطاة » يعنى دادوستد تعبير مىشود ، از آن جمله است .
ج - در قراردادهاى مبتنى بر مزايده ، عرف ، برنده شدن شخص در مزايده را حاكى از اذعان وى به قبول قرارداد تلقّى مىكند . دراين حالت خريدار با مشاركت در مزايده در واقع قبول خود را پيش از ايجاب قرارداد اعلام مىكند .
احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٠٠