اسلام شب زنده دارى را جز در سه مورد نهى كرده كه از آن جمله است زفاف . از پيامبر ( ص ) رسيده است كه فرمود : « شب زنده دارى نيست جز در سه مورد : تهجّد و شب زنده دارى با قرآن ، يا در طلب دانش ، يا عروسىكه به خانه بخت مىرود . » « 1 »
5 - اسلام خوش نمىدارد ساعت گرمى براى زفاف برگزيده شود . به امام باقر ( ع ) خبر رسيد كه مردى در ساعت گرم نيمروز ازدواجكرده ، پس حضرت ( ع ) فرمود : « آنها را نمىبينم كه به توافق برسند » پس از هم جدا شدند . « 2 »
6 - نيز اسلام خوش نمىدارد عروسى در روزى صورت پذيرد كه قمر در برج عقرب است . امام صادق ( ع ) مىفرمايد : « هركه به هنگامى كه قمر در برج عقرب است ازدواج كند روى خوبى را نخواهد ديد . » « 3 »
7 - همچنين است هنگام محاق ماه « روزهاى پايانى ماههاى قمرى » امام حسن عسكرى مىفرمايد : « كسى كه به هنگام محاق ماه ازدواج كند بايد تسليم سقط جنين شود . » « 4 »
8 - مستحب است هنگام دخول ، مرد وضو داشته باشد ودعايى را بخواند كه از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « هرگاه بر همسرت وارد شدى دست بر پيشانى او بگذار و روى به قبله آور وبگو :
« اللَّهُمَّ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ لِى مِنْهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ مُبَارَكاً تَقِيّاً مِنْ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكاً وَ لَا نَصِيباً . »
« 5 »
9 - وهرگاه آهنگ نزديكى كند دعايى را بخواند كه از امام باقر ( ع ) رسيده است :
« اللَّهُمَّ ارْزُقْنِى وَلَداً وَ اجْعَلْهُ تَقِيّاً زَكِيّاً لَيْسَ فِى خَلْقِهِ زِيَادَةٌ وَ لَا نُقْصَانٌ وَ اجْعَلْ عَاقِبَتَهُ إِلَى خَيْرٍ . »
« 6 »
10 - وهنگام نزديكى شايسته نيست زن را به شتاب اندازد ، و نبايد تا وقتى كه نياز زن بر آورده نشده او را رها سازد . اسلام از زبان حضرت على ( ع ) اين چنين به ما تعليم مىدهد : « هرگاه فردى از شما آهنگ همسر خود كرد نبايد او را به شتاب
هامش
( 1 ) - همان ، ص 63 ، باب 37 ، حديث 5 . ومستدرك الوسائل ج 5 باب 34 ص 117 .
( 2 ) - همان ، ص 63 ، باب 38 ، حديث 1 . والكافى ج 5 باب الوقت ص 366 .
( 3 ) - همان ، ص 80 ، باب 54 ، حديث 1 . والتهذيب ج 7 باب 41 ص 461 .
( 4 ) - همان ، ص 80 ، باب 54 ، حديث 3 .
( 5 ) - وسائل الشيعه ج 14 ، ص 81 ، باب 55 ، حديث 2 . والكافى ج 5 باب العقول ص 500 .
( 6 ) - همان ، ص 82 ، باب 55 ، حديث 5 . والتهذيب ج 7 باب 36 ص 411 .