تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام معاملات (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
آن » بلكه با آدابى مشخص‌مىگردد كه مقتضاى طهارت و پاكى است ، مثل دورى از زن پس ازقطع شدن خون و پيش از غسل . وخداوند توبه كنندگانى را دوست دارد كه هرگاه به گونه‌اى خطا ، به امور جنسى مىپردازند از خدا آمرزش بخواهند ، چنان كه خداوند پاكانى را دوست دارد كه درآميزش جنسى خواهان همه گونه پاكىاند ، وشايد يكى از نشانه‌هاى پاكى همين باشد كه پس از نزديكى ، زن و شوهر هر يك دستمالى جداگانه به كار زنند ، سپس محل آميزش را بشويند و غسل كنند و به امورى از اين دست بپردازند . 2 - خداوند مى فرمايد : نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ « 1 » . « همسران شما ، محل بذر افشانى شما هستند ؛ پس هر زمان كه بخواهيد ، مىتوانيد با آنها آميزش كنيد . و « سعى نماييد از اين فرصت بهره گرفته ، با پرورش‌فرزندان صالح » ، اثر نيكى براى خود ، از پيش بفرستيد از خدا بپرهيزيد ، وبدانيد او را ملاقات خواهيد كرد . و به مؤمنان ، بشارت ده . » اين آيه در آگاه كردن مؤمن نسبت به آداب معاشرت جنسى و احكام آن با آيه پيش پيوند دارد ، مهمترين اين احكام آن است كه مرد در امر كاميابى از همسرش هر گونه كه خواهد اقدام مىكند ؛ شب باشد يا روز و در هر حالتى كه بخواهد و به هر كيفيتى كه اراده كند ، مادامى كه اين كاميابى از رَحِم باشد كه آوردن فرزند اميد مىرود ، ولى همبستر شدن بايد در محدوده تقوا باشد و در طلب فرزند شايسته‌اى صورت گيرد كه زمين را با « لااله الا اللَّه » پركند وخلف صالحى باشد براى پدرش كه پيوسته پس از مرگ وى براى او طلب‌آمرزش كند . 3 - خداوند مى فرمايد : لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ « 2 » . « كسانى كه از زنان خود « ايلاء » مى نمايند [ سوگند ياد مى كنند كه با آنها ، آميزش جنسى ننمايند ] حق دارند چهار ماه انتظار كشند ؛ « و در ضمن اين چهار ماه ، وضع خود را با همسر خويش ، از نظر ادامة زندگى يا طلاق ، روشن سازند . » اگر « در اين فرصت » بازگشت كنند ،
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 223 . ( 2 ) - سوره بقره ، آيات 227 - 226 .
احكام معاملات (فارسى) — صفحة 571 | السيد محمد تقي المدرسي