وبينشهاى زير را از سخن قرآن كريم پيرامون شير دادن به دست مىآوريم ، زيرا اين مقوله در خانواده اهميت وجلب توجه بيشترى دارد ، چرا كه به ثمره زندگى دو طرف وتغذيه او مربوط است . ما از اين مثالها بهرههايى مىبريم كه در ساير ابعاد زندگى نيز به ما سود مىرساند :
الف - در طول دو سال كامل ، شير دادن فطرى وطبيعى ، كه كودك - به ويژه در روزهاى نخست - در اثناى آن به شير مادر به عنوان بهترين غذا نيازمند است ، انجام مىگيرد و نبايد مادر ، به عنوان يك مادر ، از تكليف خود بگريزد واو را شير ندهد وسرنوشت فرزندش را به دلايل تجملاتى به مخاطره افكند ، زيرا آينده فرزندش به اين شيربستگى دارد ، و از نظر علمى ثابت شده است كه بسيارى از ضعفها وبيماريها در كودكان در نتيجه عدم تغذيه از شير مادر پيش مىآيد .
ب - پدرى كه همسرش فرزندى را براى او به دنيا آورده است ، نبايد در نفقه دادن بر پايه نيكو كارى ومتناسب با سطح زندگى اجتماعيشان بخل ورزد .
ج - شايسته نيست پيوند زناشويى به دليل فرزند به سستى گرايد وزيانى به آن دو وارد آيد ، چنان كه مرد براى مراعات حق فرزند ، لذت كاميابى جنسى را به زنش نچشاند يا بر عكس زنى با شوهرشچنين كند .
در حديثى منقول از امام صادق ( ع ) در تفسير آيه « لَا تُضَارَّ وَالِدَه » آمده است كه فرمود : « اين چنان است كه زن دست خود را جلو بياورد ونگذارد شوهرش با او همبستر شود و به او بگويد : « به تو اجازه نمىدهم اين كار را بكنى . هراس دارم كه مبادا « بربچه شير خوارم » بچه دار شوم » ، يا مردى به زن بگويد : « با تو نزديكى نمىكنم ، زيرا مىترسم حامله شوى و كار به آن جا رسد كه مجبور شوم فرزندم را بكشم » ، پس خداوند نهى كرده است كه مردى به زن يا زنى به مرد زيان رساند » « 1 » .
د - جايز نيست به هنگام مرگ پدر وانتقال كفالت فرزند به وارث ، مادرى را از ديدار فرزندش باز دارد چنان كه اگر فرزندى در كفالت مادر باشد نبايد بر او تنگ گرفت .
در حديثى از امام صادق رسيده است كه فرمود : « وارث نيز نبايد به زن زيان رساند و بگويد : « نمىگذارم فرزندش به ديدار او برود » ، و نبايد به فرزندش زيان رساند ، اگر فرزند نزد او چيزى داشته باشد ، وشايسته نيست به اين فرزند تنگ گرفته شود . » « 2 »
هامش
( 1 ) - الميزان ، ج 2 ، ص 256 . التهذيب ج 7 ، باب 36 ص 418 .
( 2 ) - نور الثقلين ، ج 1 ، ص 226 . بحارالانوار ج 101 ، باب 7 ص 133 .