تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام معاملات (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
« اى كسانى كه ايمان آورده ايد براى شما حلال نيست كه از زنان ، از روى اكراه « وايجاد ناراحتى براى آنها ، » ارث ببريد . و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده ايد « از مهر » ، تملك كنيد ، مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند و با آنان ، به صورت شايسته رفتار كنيد ، و اگر از آنها ، « به جهتى » كراهت داشتيد ، « فوراً تصميم به جدايى نگيريد » چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد ، وخداوند خير فراوانى در آن قرار مىدهد . » از بينشهاى اين آيه اين است كه : الف - مالكيت زن با احكام شرع ، حمايت مىشود ، زيرا خداوند مؤمنان را از اين كه زن را براى به دست آوردن ارث وى ، او را تحت فشار قرار دهند باز مى دارد ، و نبايد زن را وادارند تا همه ارث خودرا براى شوهر بگذارد وحال آن كه شوهر از ارث زن بهره‌اى مشخص‌دارد . اين آيه به گونه ديگرى نيز تفسير شده است ، چه زن در جاهليت چون كالا به ارث برده مىشد ، و فرزند بزرگتر جامه خود را برهمسر پدرش مىافكند و اين زن بهره آن فرزند مىشد ، در حالى كه خداوند سبحان از به همسرى گرفتن زن پدر ، نهى مى نمايد . ب - وارد كردن فشار بر زن با بد رفتارى براى بخشيدن مهر خود دربرابر گرفتن طلاق وحتى اگر طلاقى هم در كار نباشد ، جايز نيست . ج در يك حالت مىتوان بر زن ، تنگ گرفت و آن در صورتى است‌كه آشكارا او گناه بزرگى را « مانند زنا » انجام دهد ، و در غير اين‌صورت مرد بايد با او خوش رفتارى نمايد ، و اين خوش‌رفتارى روزى او را شامل پوشاك و خوراك او را متناسب با امكانات مرد وهماهنگ با شرايط زندگى در عرف جامعه در بر مى گيرد . در حديث شريفى از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه فرموده : « درباره زنان تقوا پيشه كنيد ، زيرا شما بر اساس امانت الهى آنها راستانده‌ايد ، و با كلمه الهى رابطه جنسى را با آنها حلال كرده‌ايد ، وشما بر آنها حقى داريد و از حقوق شماست بر آنها كه كسى را جز شما دربسترتان راه ندهند ، و در كار نيك از شما سركشى نكنند ، وهرگاه چنين كردند براى آنها خواهد بود نفقه و پوشاك با خوش‌رفتارى » « 1 » . د - هرگاه مردى به هر دليلى از زنش كراهت داشته باشد ، « به دليل بداخلاقى زن يا مسن بودن او يا از ميان رفتن رنگ و روى وزيبايى او » بايد بر اين زن شكيبايى ورزد ،
هامش
( 1 ) - تفسير الميزان ( به زبان عربى ) ، جلد چهارم ، ص 259 از كتاب الدر المنثور .
احكام معاملات (فارسى) — صفحة 574 | السيد محمد تقي المدرسي