آنها آشكار گردد و از پليديهايى كه بدان دامن مىآلايند دست كشند . اين مسأله ، احكامى دارد كه اينك به بيان آنها مىپردازيم :
1 - اشكالى ندارد زن زناكار پس از توبه به عقد مردى كه با او زنا كرده يا جز او در آيد ، ولى احوط و اولى آن است كه ازدواج پس از « استبراء » باشد ، يعنى زمانى كه رحم او به وسيله يك نوبت حيضديدن از آب مرد زناكار پاك گردد ، اما زن حامله به استبراء نياز ندارد ، و مى توان مستقيماً و بدون فاصله او را به ازدواج در آورده و با اوهمبستر شد .
2 - احتياط آن است كه از ازدواج با زن مشهور به زنا خوددارى شود مگر پس از دانستن توبه او ، همچنين نبايد اين احتياط را از دست دادكه نبايد با زن زناكار مطلقاً « يعنى چه مشهور به زنا باشد يا مشهورنباشد » ازدواج كرد مگر پس از دانستن توبه او و نشانه آن هم ايناست كه به بدكارى فراخوانده شود ، پس اگر خويشتن دارى كرد ، معلوم مىشود توبه كرده است .
3 - اگر زن - والعياذ باللَّه - زنا كرد بر همسرش حرام نمىشود ، حتى اگر زن بر آن اصرار داشته باشد ، ولى ظاهراً مستحب آن است كه اگر به زنا شهرت يافت طلاقش دهد بلكه اين كار ، احوط است .
4 - اگر مردى با زنى كه به عقد دائم يا موقت ازدواج كرده ، زنا كند ، احوط آن است كه اين زن براى هميشه بر آن مرد حرام خواهد شد ، اگر چه اقوى عدم حرمت است ، و حكم زنا با زنى كه در عده رجعىهست نيز چنين است .
5 - در اين مورد احتياط آن است كه مرد زناكار با آن زن ، پس از جدا شدن ازشوهرش با طلاق يا مرگ يا انقضاى مدت صيغه ، ازدواج نكند .
ح - كسانى كه به سبب لواط ازدواج با آنها حرام است
عمل زشت « لواط » - والعياذ باللَّه - يكى از عوامل تحريم هميشگى است . پرداختن به چنين كار زشتى موجب تحريم نسبت به خويشاوندان شخص مفعول مىشود ، كه جزئيات آن را ذيلًا بيان مىداريم :
1 - اگر كسى با ديگرى - والعياذ باللَّه - لواط كرد و دخول - حتى به مقدارى از ختنهگاه - صورت گرفت ، مادر مفعول ومادران مادر او هرچه بالا روند ودختران ونوادگان دختريش هرچه پايين آيند وخواهرش نيز بر او حرام مى