دوم : سوگند به خدا
سوگند ويمين منعقد نمىشود ، مگر اينكه قسم به خداوند متعال باشد ، كه بايكى از نامهاى اسامى الهى زير محقق مىشود :
1 - سوگند به واژه مقدس « اللَّه » ، كه اسم خاص ذات مقدس خداوند متعالاست .
2 - سوگند به يكى از نامهايى كه اطلاق نمىشود مگر بر خداوند متعال مانند رحمان .
3 - سوگند به يكى از اوصاف و يا افعالى كه مختص به خداوند است و غير از او كسى در آن شريك نيست مانند : « مقلب القلوب والابصار » ( دگرگون كننده قلبها وديدهگان ) يا « الذى نفسى بيده » ( كسى كه جان من به دست او ست ) . يا « خالق النور والظلمة » ( آفريننده نور وتاريكى ) ، « بارىء النسمه » ( آفريننده انسان ) و شبيه به اين .
4 - سوگند به يكى از اوصاف يا افعال مشتركى كه بيشتر براى خداوند متعال به كار مىرود ، مانند رب « پرورش دهنده » ، خالق « آفريننده » ، بارىء « ابداعكننده » ، رزاق « روزى دهنده » ورحيم « بخشايشگر » .
اما اوصاف مشتركى كه اطلاق آن ، ذات مقدس خداوند را به ذهن متبادر نمىكند با آن قسم منعقد نمىشود ، مانند موجود ، حى « زنده » ، سميع « شنوا » ، بصير « بينا » ، مصور « صورتگر » ، قادر « توانا » و شبيه به اين ، مگر اينكه از طريق ياد نمودن اين واژهها قصد سوگند خوردن به خداوند را داشته باشد ، وعرف بگويد او به خداوند سبحان قسم خورده است .
خلاصه اينكه : در انعقاد قسم ، سوگند به خداوند متعال و نه غير از او ، مورد نظر است ، ومعيار اين است كه عرف ، سوگند او را قسم به خدا تلقى كند .
سوم : يادكردن سوگند
سوگند توسط كسى كه قادر بر سخن گفتن است با لفظ ، وتوسط كسى كه ازسخن گفتن ناتوان است مانند لال يا كسى كه به خاطر بيمارى قادر به تكلم نيست با آنچه جايگزين لفظ مىشود مانند اشاره ، منعقد مىشود ، اما اينكه قسم با نوشتن منعقد شود اشكال دارد .