فصل بيستم : حَجْر
امام صادق ( ع ) فرمودند :
« انْقِطَاعُ يُتْمِ الْيَتِيمِ بِالِاحْتِلَامِ وَ هُوَ أَشُدُّهُ وَ إِنِ احْتَلَمَ وَ لَمْ يُؤْنَسْ مِنْهُ رُشْدُهُ وَ كَانَ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً فَلْيُمْسِكْ عَنْهُ وَلِيُّهُ مَالَهُ . . . »
« 1 »
« پايان يتيمى يتيم به آن است كه محتلم شود كه اين خود نشانه رشد اوست ، واگرمحتلم بشود اما به رشد كافى نرسيده باشد و سفيه و يا ضعيف باشد ، ولىّ او بايد وى را از تصرف در اموال خود منع كند . »
همچنين روايت شده است كه وقتى كسى نسبت به پرداخت بدهيش به بدهكاران سهل انگارى و از آن سرپيچى مىكرد ، اميرالمؤمنين ( ع ) ورشكستگيش را اعلام مىكردند ، وسپس به وى دستور مىدادند ، تا مالش را بين طلبكاران به اندازه حقشان تقسيم كند و اگر از اين كار ابا مىكرد مال او را خود مىفروختند وسپس بين طلبكاران تقسيم مىكردند « 2 » .
حَجْر چيست ؟
حَجر يعنى منع و در اصطلاح شرعى عبارتست از منع شخص از تصرف در اموال خود به سبب يكى از علّتهاى زير :
1 - كودكى « عدم بلوغ شرعى » .
2 - ديوانگى .
3 - سفاهت .
4 - ورشكستگى .
به شخصى كه از تصرف در اموالش منع شده محجور عليه « ممنوعالتصرف » گفته مىشود .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ج 13 ، احكام حجر ، ص 141 ، باب 1 ، ح 1 . والكافى ج 7 ، ص 68 .
( 2 ) - وسائل الشيعة ج 13 ، احكام حجر ، ص 146 ، باب 6 ، ح 1 . والتهذيب ج 6 ، باب 92 ، ص 299 .