دوم : اگر مكفول له به هر شكلى به مكفول دست پيدا كند ، به گونهاى كه قادر به باز پس گيرى حقش و يا احضار كردن او در نهاد قانونى و شرعى مورد نظر « مثلًا دادگاه » شود .
سوم : هنگامى كه طلبكار « مكفول له » حق خودش را از مكفول ساقط كند .
چهارم : هنگامى كه مكفول ، حقى را كه نسبت به مكفول له بر عهدهاش هست ادا كند .
پنجم : وقتى كه مكفول له از كفالت دست برداشته وكفيل را از تعهداتشآزاد كند .
ششم : اگر كفيل يا مكفول بميرد .
هفتم : هرگاه مكفول له حقى را كه برگردن مكفول دارد به وسيله يكى از روشهاى واگذارى وانتقال مانند فروش ، مصالحه ، حواله و مانند اينها ، به كسديگرى منتقل كند ، كفالت پايان يافته تلقى مىشود .
هشتم : از طريق اقاله دوطرفى ، بدين معنى كه كفيل ومكفول له با يكديگر درباره پايان دادن به كفالت توافق كنند .
14 - كفالت با مرگ مكفول له ، پايان نمىيابد ، بلكه كفالت ادامه مىيابد درحاليكه حق مكفول له به وارثان وى منتقل مىشود .
احكام معاملات (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٨٣