لذاهيچ يك از شريكها نمىتوانند پيش از سر آمدن مدت زمان مقرر ، خود را از قراردادشركت كنار بكشند ، چون بايد به قرارداد و شرط مندرج در مفاد آن پابند بود .
20 - همچنين است اگر قرارداد شركت مبتنى بر انجام دادن كار معينى باشد ، مانند شركتى براى صيد صد تن ماهى كه در واقع شركت به زمانى كه تمام صد تن ماهى صيد شده باشد مقيد شده ، لذا هيچ يك از شريكها حق ندارد پيش از انجام اينكار ، خود را از قرارداد كنار بكشد .
21 - با اين وجود در هر صورتى مىتوان به قرارداد شركت با توافق تمام شريكها پايان داد .
22 - هر گاه يكى از شريكها اهليت شركت در قرارداد را به دلايل زير از دست بدهد ، قرارداد ، خود به خود باطل مىشود ، دلايل از دست رفتن اهليت عبارتند از :
الف : مرگ يكى از شريكها .
ب : جنون يكى از شريكها .
باطل شدن شركت به سبب بى هوشى موقت يكى از شريكها مورد ترديد است .
ج : ممنوعيت يكى از شريكها از تصرف در دارايى هاى شخصى بر اثر محجورشدن به سبب ورشكستگى و يا سفاهت .
23 - با مرگ يكى از سهامداران ، عضويت وى در شركت نيز پايان مىيابد ، و در نتيجه قرارداد شركت باطل مىشود ، مگر اينكه در مفاد قرارداد ، ادامه شركتتا پايان مدت مقرر و يا تا پايان كار مورد نظر - حتى با مرگ يكى از شريكها - نيزالزامى قلمداد شده باشد ، كه در اين صورت بنابر ظاهر بايد شركت را ادامه داد و سهم متوفى را بدون اعطاى حق خروج از شركت ، به ورثه وى واگذار كرد . ولى درمانند اين مورد بنابر احتياط واجب ، بايد كار را با مصالحه ادامه داد .
احكام معاملات (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٢٨