3 - عيبجويى از ديگران وتحقير آنان بسبب كاستيها وعيوبشان نيز به مثابه گامى در راه تباه ساختن روابط اجتماعى وسرچشمه نزاعهاى خطرناك و عملى نامشروع تلقى مىشود .
4 - در اسلام از نسبت دادن القاب زشت به يكديگر نهى شده است ، وروايات نيز بر استحباب نسبت دادن دوست داشتنى ترين القاب به برادران دينى دلالت دارند .
پيامبر اكرم ( ص ) مى فرمايند :
« من حق المؤمن على المؤمن أن يسميه بأحب أسمائه اليه . »
« 1 »
« يكى از حقوق مؤمن برمؤمن اين است كه او را با دوست داشتنى ترين نامها در نزد وى ، نامگذارى كند » .
5 - از اين حكم ، به طور كلى به ضرورت پيراستگى زبان از دشنام وناسزا ، ولطافت بخشيدن به فضاى اجتماعى از رهگذر سخنان نيك وپسنديده پى مى بريم .
6 - تجاوز به حقوق اجتماعى ديگران جايز نيست چرا كه حقوق اجتماعى چيزى از حقوق مالى كمتر ندارند . در واقع هركس به آبرو وناموس برادر مؤمنش تجاوز كند همچون كسى است كه به جان و مال او تعدى كرده باشد . رسول خدا ( ص ) مى فرمايند :
« إن الله حرم من المسلم دمه وماله وعرضه و أن يُظنّ به السوء »
« 2 »
« همانا خداوند براى جان و مال وآبرو وناموس مسلمان حرمت قرار داده و گمان بد به وى را حرام كرده است » .
7 - غيبت كردن نيز حرام است ، در واقع نصوص وروايات در بيم دادن از غيبت كردن ، بسيار فراوان است . از رسول اكرم ( ص ) نقل شده كه فرمودند :
« لما عُرج بى مررت بقوم لهم أظفار من نحاس يخمشون وجوههم وصدورهم ، فقلت : من هؤلاء يا جبرئيل ؟ قال : هؤلاء الذين يأكلون لحوم الناس ويقعون فى أعراضهم . »
« 3 »
« وقتى در معراج بودم به گروهى برخوردم كه ناخنهاى بلند مسى داشتند و با آن ناخنها صورت و سينه هاى خود را مى خراشيدند . گفتم : اينها كيستند اى جبرئيل ؟
هامش
( 1 ) - تفسير القرطبى ، ج 16 ، ص 230 .
( 2 ) - تفسير نمونه ، به نقل از محجة البيضا ، ، ج 5 ، ص 268 .
( 3 ) - تفسير القرطبى ، ج 16 ، ص 336 .