« عقبنشينى تاكتيكى » ياد مىشود ، فرار يا پشت كردن به جنگ محسوبنمىشود .
3 - مشخّص كردن جزئيات و چگونگى مقاومت و عقبنشينى ، به شرايط متغيّر زمان مربوط مىشود و بر ولىّ فقيه است كه باتكيه بر نظر كارشناسان نظامى ، اين جزئيات را بيان نمايد .
4 - فرار از جنگ جايز نيست و از گناهان كبيره شمرده مىشود ، مگر در مواردى كه فقيه مشخّص مىكند .
سلاحهاى جنگى
1 - به كار بردن همه سلاحهايى كه به وسيله آنها مىتوان پيروزى بدست آورد ، جايز است مگر مواردى كه استثنا شده است .
2 - از سلاح بايد به همان اندازه استفاده شود كه پيروزى ، با كمترين مقدار ممكن از ويرانى وكشتار ، تحقّق يابد .
3 - از سلاحهايى كه زمين را به تباهى بكشاند يا بىگناهان را نابود كند ، نبايد استفاده شود ، و از سلاحهاى كشتار جمعى ماننداسلحه اتمى وبيولوژيك و شيميايى بايد پرهيز شود مگر در هنگام ضرورت ، مانند اينكه :
الف - دشمن از آن سلاحها استفاده كند .
ب - استفاده نكردن از آن سلاحها ، باعث ضرر و فساد بيشترى شود ومسلمانان چارهاى جز استفاده از اين سلاحها را نداشتهباشند .
4 - محاصره اقتصادى دشمن ، بستن راههاى كمك رسانى و درهم كوبيدن دژها وقلعههاى دشمن با توپخانه و غيره ، مانعى ندارددر صورتى كه موجب پيروزى شود .
5 - تا جايى كه امكان دارد از قطع درختان و آتش زدن مزارع اجتناب گردد .
6 - افراد غير نظامى مانند پيرمردان ، زنان ، كودكان ، ديوانگان و كسانى كه براى عبادتبه قلّههاى كوهها پناه بردهاند ، نبايد كشته شوند .
7 - اگر دشمن از زنان ، كودكان و اسراى مسلمان به عنوان سپر انسانى استفاده كند از كشتن آنان صرف نظر شود ، مگر در صورتضرورت مانند شدّت يافتن جنگ و توقّف پيروزى بر دشمنبه كشتن آنان . معيار كلّى اين است كه ميزان ضرورت در هر جنگى با در نظر گرفتن ميزان تلفات وفوايد پيروزى ، محاسبه وارزيابىشود .
8 - برخى از فقها گفتهاند : اگر در هنگام ضرورت ، اسيران مسلمان كشته شوند ، تنها كفاره واجب است نه ديه . ولى اگر عكس آنگفته شود بهتر است ، دراين صورت ديه از بيت المال پرداخت مىگردد .