تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
نامه » ، وارد سرزمين « دارالحرب » ( سرزمين كفّار ) شده و گروه ديگرى برضد اين گروهى كه او بر آنها وارد شده و در ميان آنان زندگى مىكند ، وارد جنگ شده است ، تكليف او چيست ؟ امام‌عليه السلام فرمود : « على المسلم أن يمنع نفسه ويقاتل عن حكم اللَّه و حكم رسوله ، وأمّا أن يقاتل الكفّار على حكم الجور وسنّتهم فلا يحلّ له ذلك » « 1 » . « بر مسلمان است كه از خود دفاع كند و براساس اطاعت از حكم خدا و پيامبر خدا بجنگد ، امّا اينكه او براساس حكومت ستم وسنّتهاى آنان با كفّار بجنگد ، جايز نيست . » بدين ترتيب روشن مىگردد كه دفاع واجب است چه دفاع از خود به صورت فردى باشد ، و چه دفاع از سرزمينش باشد درصورتيكه مورد تجاوز قرار گرفته كه او بايد با ساير اهالى كشور با دشمن بجنگد . و - بسيارى از فقها گفته‌اند : پيامبرصلى الله عليه وآله و اوصياى معصوم اوعليهم السلام مردم رابه ايمان دعوت مىكنند ، پس اگر از ايمان امتناع‌ورزيدند ، با آنان مىجنگند تا ايمان بياورند يا اهل كتابِ آنها جزيه بدهند . اين نوع جهاد ، « جهاد دعوت » ناميده‌مىشود . و گفته‌اند : اين فرض ، امروز ساقط شده و واجب نيست ، ولى برخى از فقها هم گفته‌اند : اين نوع جهاد ، با وجود فقيه عادل‌هم واجب است . 2 - هر جنگ مشروع ، جهاد در راه خدا محسوب مىشود و احكام جهاد بر آن جارى مىگردد مگر مواردى كه استثنا شده است ، ولى برخى گفته‌اند : جهاد تنها همان جهاد دعوت يا جهاد ابتدائى است . 3 - اقوا اين است كه صيانت دارالاسلام ( يعنى حفظ وطن و سرزمين مسلمين ) در مقابل خطرها واجب است ، و اين‌صيانت امكان ندارد مگر با آماده كردن نيروى نظامى كه دشمنان را بترساند و آنان را از فكر هجوم بر ديار مسلمين باز دارد ، و از همين‌باب است مسلّح شدن به وسايل دفاعى پيشرفته ، تمرين و آموزش سربازان در سطح بالا ، حفر خندقها ، ايجاد موانع و خاكريزها ، مراقبت دشمن ، ديدبانى در مرزها ، عمليات اطّلاعاتى ، مطالعه وضعيت جنگى دشمن و بدست آوردن اهداف ، نيّات ، طرحها و برنامه‌هاى او ، همچنين عدم برانگيختن بيهوده آنها ، و گاهى نيز با تأمين منافع مشروع آنان . خلاصه كلام اينكه : ظاهراً محافظت و پاسدارى از حرمت و حقوق مسلمين به هر وسيله ممكن واجب است ( واللَّه‌العالم ) .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 6 ، ابواب جهاد العدوّ ، ص 20 ، حديث 3 .
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 576 | السيد محمد تقي المدرسي