مخارج زندگى مىباشد و خمس بر او دراين موارد واجب نمىگردد .
3 - مؤنه يا مخارج زندگى آن است كه انسان عملًا آن را هزينه يا مورد استفاده خود قرار دهد . پس اگر خانهاى به ارث يا به وسيلهمشابهى به او برسد ، قيمت آن خانه جزء مؤنه ساليانه بشمار نمىآيد ، و همچنين اگر زندگى را بر خود سخت گيرد و صرفهجويىنمايد ، باقيمانده آن از مؤنه بشمار نمىرود ، و نيز اگر كسى مبلغى به او هديه نمايد ، از مخارج زندگى و مؤنه حساب نمىشود .
4 - كسىكه براى مخارج خود پولى قرض كرده ، مىتواند مقدار قرض را جزء مؤنه خود بشمار آورد .
5 - اگر بيش از نياز ساليانه خود ، كالاى مصرفى خريدارى نمايد ، چنانچه عادت عرف بر همين باشد ، بگونهاى كه گفته شود جزءمخارج اوست ، پس از مؤنه و مخارج حساب مىشود و خمس بر او نيست و در غير اين صورت ، احتياط آن است كه خمس مقدار زايدرا پرداخت كند .
6 - اگر كسى از لوازم و زيور آلات خود بى نياز شود ، خمس بر آن واجب نمىگردد . پس مرد ممكن است از اتومبيل خود و زن اززيور آلات خود در بزرگسالى بى نياز گردد ، خُمس بر آن دو مورد واجب نمىشود .
7 - اگر مكلّف در ميان سال فوت كند ، مؤنه او تا روز درگذشت محاسبه مىگردد و براى حساب خُمس او نبايد تا پايان سال مالىصبر كرد . .
8 - پرداخت قرض از مؤنه است ، چه آن قرض براى سال جارى بوده يا سالهاى گذشته ، وتفاوتى نيست ميان اينكه اين قرض براىنيازهاى واقعى او بوده يا خير ، حتّى اگر قرض براى خريد نيازهاى سالهاى آينده وى باشد .
امّا اگر جايگزين قرض گرفته شده ، موجود باشد ، حكم خاص خود را دارد ، پس اگر به آن اكنون و يا در آينده نزديك نياز داشتهباشد به طوريكه جزء مؤنه شناخته شود ، از مؤنه است و گرنه از مؤنه حساب نمىشود .
9 - زيان و ضرر ، از سود جبران مىگردد چه اين زيان از سرمايه باشد يا از ديگر املاك ومستغلات شخصى كه به آن نياز دارد ياقصد جبران و ترميم و اصلاح آن را دارد ، ولى ضررى كه از دو مورد بالا نباشد ، از سود جبران نمىشود . مثلًا اگر باغ يا كشتزارى داشتهباشد كه نياز به آن نداشته ولى سيل آن را ويران كرده است و فعلًا قصد اصلاح آن را هم ندارد ، خسارت وارده از سود كسر نمىگردد ولىاگر آن را تعمير نمود ، مخارج آن از مؤنه سالانه حساب مىشود ، و همچنين اگر آن زمين وسيله امرار معاش او باشد ، چنانچه بخواهدآن را اصلاح و تعمير كند ، خسارت آن از مؤنه حساب مىگردد زيرا آن را دير يا زود بايد اصلاح كند .
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 469
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٤٦٩