سود يا درآمد چيست ؟
1 - سود يا درآمد عبارت است از هر فايدهاى كه انسان از راه تلاش و كار مانند كشاورزى ، تجارت و حرفه و فن بدست آورد ، يا آنچه بدون تلاش بدست آيد مانند ارث غير قابل پيشبينى وجائزه از حكمران . پس معيار درآمدهر چيزى است كه انسان بدست آورد و قول خداوند يعنى غنيمت در مورد آن صدق كند :
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ « 1 » .
« اى مؤمنان بدانيد هرچه غنيمت و فايده رسد خمس آن خاص خداست . »
2 - پس معيار خمس دادن فقط منفعت كسب و كار نيست ، بلكه اگر كسى زمين مباحى را بدست آورد ، و فايده و سود بزرگى براىاو حاصل گردد بايد خمس آن را بپردازد ، هر چند آن را براى خود ، به عنوان كار و كاسبى قرار نداده باشد .
3 - دريافت جايزه ، هبه ( هديه ) ، ارث پيشبينى نشده ، و آنچه از طريق صلح از دشمن مىگيرد ، همه آنها مشمولخمس مىباشد .
4 - بدست آوردن ارث پيشبينى شده مانند ارث از پدر ، به دليل وجود حديث خاص در اين مورد مشمول خمس نمىگردد و شايدبه اين علّت باشد كه جزء غنيمت محسوب نمىگردد .
5 - مهريه ، و آنچه در خُلع پرداخت مىشود ، بنابه احوط بلكه اقوى خمس دارد ، همچنين ديّه - پس از كسر مخارج و هزينههاىديگر آن - ، خمس دارد ، چون از غنايم محسوب مىشود .
6 - هر كسىكه خون ، كُليه يا عضوى از بدن خود را مىفروشد ، بنابر احوط بايد خمس مبالغ دريافتى را بپردازد .
7 - كسىكه مخارج زندگى او از خُمس باشد و درآمد او از خمس بيش از مخارج وى شود بايد خُمس مازاد را بپردازد .
8 - رشد عين اموال ، موجب خمس مىشود ، چه اين رُشد پيوسته باشد مانند رشد درختان وفربه شدن چارپايان و چه رشد غيرپيوسته مانند زاد و ولد حيوانات و بارورى درختان .
9 - امّا در رشد قيمت اجناس تفصيل وجود دارد ، اگر افزايش نرخ اجناس بدليل تورّم باشد ، سود بشمار نمىآيد ، ولى گاهى درقيمت ، رشد حقيقى حاصل مىشود به گونهاى كه اگر مالك اقدام به فروش كالا كند ، در عرف صدق مىكند كه او سود برده است ، دراين صورت خمس دارد . البتّه گاهى كالا نزد مالك مىماند و به فروش نمىرسد ، كه در اين صورت خُمس ندارد ،
هامش
( 1 ) سوره انفال ، آيه 41 .