انصراف لازم نيست نماز را اعاده كند .
چهارم - عبور نكردن از وطن
مسافر نبايد از ابتداى سفر يا در ميان راه ، قصد عبور از وطن يا اقامت ده روزه در محلّى قبلاز پيمودن هشت فرسخ را داشته باشد و اگر چنين باشد بايد تمام بخواند زيرا اقامت ده روزه در محلّى و همچنين عبور از وطن ، حكم سفر را ساقط مىگرداند .
دو مسأله :
1 - كسى كه نمىداند آيا قبلاز هشت فرسخ از وطن خود مىگذرد يا نه ؟ يا اينكه ده روز در جايى اقامت مىكند يا نه ؟ بايد نمازشرا تمام بخواند .
2 - كسى كه از آغاز سفر يا در ميان راه قصد عبور از وطن يا اقامت ده روزه در محلّى قبلاز پيمودن هشت فرسخ را داشته و يا اينكهمردّد بوده است ولى بعداً از اين قصد يا ترديد ، بيرون شود ، چنانچه با قيمانده راه به تنهايى يا با ضميمه بازگشت ، مسافت كاملباشد ، شكسته بخواند ، امّا اگر چنين نباشد بلكه هر چند مجموع مسافت از اوّل سفر ، هشت فرسخ باشد ، از باب احتياط بايد بينشكسته و تمام جمع كند .
پنجم - مباح بودن سفر :
1 - نبايد سفر ، حرام يا به منظور ارتكاب عمل حرام باشد و گرنه بايد نماز را تمام بخواند . برخى از مثالهاى سفر حرام يا معصيتامور ذيل است :
الف - در صورتى كه خود سفر فىنفسه حرام باشد مانند سفرى كه براى انسان ضرر زيادى دارد ، يا سفر فرزند با منع پدر و مادر ، در صورتى كه مخالفت با آن دو باعث آزار آنها و موجب عاق كردن او شود ، و يا سفرى كه به منظور فرار از جهاد صورت بگير ( دچنانكه در باب جهاد به تفصيل بيان شده است . )
ب - در صورتى كه هدف از سفر ، ارتكاب كار حرام باشد مثل كسى كه براى كشتن انسانى بىگناه ، يا براى ارتكاب زنا ، يا سرقت و يا دست يافتن ناحق به اموال مردم ، يا براى آزار مردم و يا كمك كردن به ظالم ، مسافرت كند .
ج - اگر سفر براى شكار از باب لهو و سرگرمى باشد ( كه دراين صورت بايد تمام بخواند ) امّا اگر شكار به منظور كسبروزى و امرار معاش يا براى تجارت باشد ، موجب قصر مىشود . در شكار فرقى بين شكار دريائى و خشكى نيست .
2 - سفر براى استراحت و تفريح و سرگرمى خود و خانواده اگر به منظور ارتكاب حرام