تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
4 - گاهى در اثر تبعيّت و وابستگى نيز وطن تحقّق مىيابد مانند فرزند كه وابسته به پدر و مادر يا يكى از آنها مىباشد ، دراين‌صورت وطن پدر و مادر ، وطن فرزند نيز محسوب مىشود به شرط اينكه همچنان تابع و وابسته به پدر و مادر باقى بماند وبعداز رسيدن‌به سنّ تمييز از اقامت در آن محل اعراض نكند ، پس اگر كسى ديگر غير از پدر و مادر ، او را به طور هميشگى به فرزند خواندگىبگيرد ، يا ستمگران او را به اسارت ببرند و يا از پدر و مادر به هر دليلى جدا شود وتبعيّت و وابستگى از بين برود ، حكم وطن هم‌نسبت به او از بين مىرود . به طور كلّى هر كسى كه تابع ديگرى محسوب مىشود ، وطن آن ديگرى ، وطن آن تابع مىباشد چه بالغ باشديا غير بالغ ، عاقل باشد يا ديوانه ، تبعيّت او مشروع باشد يا ظالمانه و معيار هم اين است كه آن محل از نظر عرف ، وطن او حساب‌شود . 5 - اگر فرزند بالغ ، تابع پدر و مادرش باشد ، و آنها محل جديدى را وطن خود قرار دهند ، آن وطن جديد ، وطن فرزند محسوب‌نمىشود مگر اينكه او شخصاً - هر چند از طريق نيّت و قصد تبعيّت و پيروى كردن از پدر و مادر در توطّن - قصد اقامت در وطن جديدرا بنمايد . 6 - اگر شخصى از وطن اصلى يا وطن دوّم خود اعراض كند و تصميم بگيرد كه ديگر براى هميشه آن‌را ترك گفته و در آنجا اقامت‌نكند ، چه درآنجا ملك داشته باشد يانه ، حكم‌وطن‌ساقط مىشود . 7 - ولى اگر صرفاً سكونت در وطن را ترك كند امّا هنوز اعراض نكرده باشد ( يعنى تصميم بر ترك هميشگى آن نداشته باشد وشايد در شرايط مناسب ديگر دوباره در آنجا اقامت كند ) حكم وطن ساقط نشده و هر موقع كه به آنجا برسد بايد نماز را به طورتمام بجا آورد و روزه بگيرد . 8 - به محض اين كه از وطن خود اعراض كرده و از آنجا خارج شود ، حكم وطن نيز ساقط مىگردد هر چند هنوز وطن جديدى براىسكونت اختيار نكرده باشد ، پس ممكن است مدّت زيادى بگذرد بدون اينكه وطن معيّنى داشته باشد و دراين صورت او از كسانىخواهد بود كه خانه‌اش با خودش ( خانه به دوش ) است و در همه جا نمازش را تمام مىخواند چنان كه در آينده به حكم آن‌اشاره خواهيم كرد .

سفر :

1 - مسلمان ، در وطن خود يا در آنجا كه براى او در حكم وطن محسوب مىشود ، وظايف شرعى خود را به طور كامل انجام مىدهديعنى نمازش را تمام مىخواند و روزه مىگيرد و در نمازهاى جمعه و عيد حاضر مىشود و نافله‌ها را نيز از باب استحباب بجا مىآورد ، ولى اسلام براى مسافر - به جهت مشقّت و زحمتى كه در سفر متحمّل مىشود - در برخى از تكاليف وتعهّدات عبادى او تسهيلاتى قايل‌شده است كه به ترتيب ذيل مىباشد :