9 - امّ الفضل گفت :
« دخل رسول اللَّهصلى الله عليه وآله على رجل يعوده وهو شاك فتمنّى الموت فقال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله : لا تتمنَّ الموت فإنّك إن تك محسناً تزداد إحساناً ، وإن تك مسيئاًفتؤخر تستعتب فلا تتمنّوا الموت
» « 1 »
« پيامبر خداصلى الله عليه وآله به قصد عيادت ، بر مردى وارد شد . آن مرد كه از درد شكايت داشت ، آرزوى مرگ ، كرد . رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود : آرزوى مرگ نكن ، زيرا اگر تو نيكو كار باشى بر نيكوكارىات افزوده خواهد شد ، و اگر بدكار باشى و مرگت به تاخير بيفتد ، مورد سرزنشقرار مىگيرى . پس آرزوى مرگ نكن . »
10 - ابوالحسن واسطى روايت مىكند :
« قيل لأبي عبداللَّهعليه السلام : أترى هذا الخلق كلّهم من الناس ؟ فقال : ألقِ منهم التارك للسواك ، والمتربّع في الموضع الضيّق ، والداخل فيما لا يعنيه ، والمماري فيما لا علم له به ، والمتمرّض من غير علّة ، والمتشعّث من غير مصيبة
» « 2 »
« به امام صادقعليه السلام گفته شد ، آيا همه اين خلق را از مردم مىدانى ؟ فرمود : آن كسى را كه مسواك زدن را ترك كند ( از مردمحساب نكن ) و همچنين كسى را كه در جاى تنگ چهارزانو مىنشيند و كسى را كه در مسايل غير مربوط به او وارد سخن مىشود و كسىرا كه در مسايلى كه علم و آگاهى ندارد ، به بحث و مجادله مىپردازد و كسى را كه بدون بيمارى خود را مريض نشان ميدهد و كسى را كه بدون مصيبت ، خود را آشفته و پريشان جلوهمىدهد . »
احكام احتضار
1 - ميت بر زندگان حق دارد كه آنچه را شرع دستور داده است درباره او انجام دهند مانند : رو به قبله كردن ، غسل دادن ، نماز بر او خواندن ، كفن و دفن كردن ، و اگر همگى در انجام امور فوق كوتاهى كنند ، گناه كردهاند و اگربعضى انجام دهند از ديگران ساقط مىشود .
2 - ولىّ ميت در انجام دادن امور فوق ، بر ديگران اولويت دارد و بر ديگران لازم است كه از ولى ميت اجازه بگيرند ، و اگر او بهانجام احكام ميت اقدام نكرد و به ديگران هم اجازه نداد ، حق او ساقط مىشود ، و بنابر احتياط - در اين صورت - از نزديكترين كسىكه بعد از او ، بر ميت ولايت دارد ، اجازه گرفته شود و بهتر اين است كه از حاكم شرع هم اجازه بگيرند .
3 - شوهر نسبت به همسرش اولويّت دارد ، و پس از او ديگر اولياء بر حسب مراتب ارث ، پسپدر و مادر و فرزندان بر برادران و اجداد مقدم هستند و برادران و اجداد هم بر عموها و دايىها مقدم مىباشند ، و اولياى مذكر - در هرطبقه - مقدم بر اولياى مؤنث هستند ، و كسى كه
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 2 ، باب 32 ، ابواب الاحتضار ، ص 659 ، حديث 1 .
( 2 ) همان ، باب 33 ، ص 660 ، حديث 1 .