تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
فليس‌شيء أبغض إليه من لقاء اللَّه واللَّه يبغض لقائه » « 1 » « راوى گفت ، گفتم : آيا كسى كه ملاقات خدا را دوست دارد خدا هم ملاقات او را دوست دارد ، و كسى كه از ملاقات خدا كراهت ونفرت دارد خدا هم از ملاقات او كراهت دارد ؟ گفت : بلى . گفتم : پس قسم به خدا ما از مرگ كراهت داريم . گفت : اينطور نيست كه شما فكرمىكنيد ، حبّ و بغض در هنگام مشاهده مرگ معلوم مىشود . اگر انسان آنچه را دوست دارد ببيند ، پس هيچ چيز براى او دوست داشتنى تر ازاين نيست كه به سوى خدا برود و خدا هم ملاقات او را دوست دارد و او هم در اين هنگام ملاقات خدا را دوست مىدارد ، و اگر برعكس ببيندآنچه را كه از آن كراهت دارد ، در اين هنگام هيچ چيز براى او مبغوض‌تر از ملاقات خداوند نيست و خداوند هم ملاقات او را مبغوض‌مىدارد . » 2 - ابو عبيده حذاء مىگويد : به امام باقرعليه السلام گفتم : سخنى برايم بگو كه از آن بهره‌مند شوم . آن حضرت فرمود : « يا أبا عبيدة ، أكثر ذكر الموت فإنّه لم يكثر إنسان ذكر الموت إلّا زهد في الدنيا » « 2 » « اى ابوعبيده ! مرگ را بسيار ياد كن ، زيرا هر انسانى كه مرگ را زياد ياد كند در دنيا پارسايى را پيشه خود خواهد ساخت . » 3 - ابو بصير مىگويد : امام صادق‌عليه السلام به من گفت : « أما تحزن ؟ أما تهتمّ ؟ أما تألم ؟ قلت : بلى واللَّه . قال : فإذا كان ذلك منك فاذكر الموت ووحدتك في قبرك ، وسيلان عينك على خدّيك ، وتقطّع‌أوصالك ، وأكل الدود من لحمك ، وبلائك ، وانقطاعك عن الدنيا ، فإنّ ذلك يحثّك على العمل ، ويردعك عن كثير من الحرص على الدنيا » « 3 » « آيا غمگين نمىشوى ؟ آيا دردمند نمىشوى ؟ گفتم : بلى به خدا قسم . گفت : اگر چنين شدى پس مرگ را به ياد آور ، و تنهائى خودرا در قبر ، و جارى شدن چشمهايت بر گونه‌هايت را ، و جدا شدن اعضاى پيكرت را ، و خوردن كرم گوشت بدنت را ، و پوسيده و مندرس‌شدنت را ، و بريده شدنت از دنيا را زيرا اين يادآورىها تو را به عمل ( نيك ) تشويق مىكند و از حرص زياد به دنيا بازمىدارد . » 4 - محمد به على بن الحسين مىگويد : قال‌عليه السلام : « من عدّ غداً من أجله فقد أساء صحبة الموت » « 4 » امام‌عليه السلام فرمود : « كسى كه فردا را از عمر خود بشمرد ، همراهى مرگ را ، بد برداشت كرده است . » 5 - جابر بن عبداللَّه مىگويد :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 2 ، باب 19 ، ابواب الاحتضار ، ص 644 ، حديث 2 . ( 2 ) همان ، باب 23 ، ص 648 ، حديث 1 . ( 3 ) همان ، ص 650 ، حديث 7 . ( 4 ) همان ، باب 24 ، ص 651 ، حديث 2 .