بدانيد خداوند ، زمين را بعد از مرگ آن زنده مىكند .
اين دو آيه تفسير دوّمى را كه براى آيهى مورد بحثْ نموديم ، تأييد مىكند .
در آيهى اوّل صحبت از گناه و مردن دل به وسيلهى گناه مىشود . در آيهى دوّم اشاره به « زنده كردن زمينِ مرده » بشارتى است براى انسان تا مأيوس نشود و بداند كه خداوند ، قدرت دارد يك لحظه ، دل مردهى او را به رحمت و نعمتش زنده كند .
اين همه تأكيد و تلنگر چرا ؟
در آيهى « انَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوتى » چند تأكيد وجود دارد :
« انَّ » از حروف تأكيد است . استفاده از ساخت جمع ، تأكيد را مىرساند .
جمله به صورت اسميّه آمده است نه فعليّه . به كار بردن ضمير فصل در جمله ، براى تأكيد است . بعضى مىگويند :
« اين تأكيدها به چه كارى مىآيد ؟ اگر كسى ، گوش شنوا داشته باشد ، كه بىنياز به تأكيدات ، خواهد پذيرفت . و اگر هم قبول نداشته باشد ، تأكيد هم او را وادار به پذيرش نخواهد كرد . »
حقيقت اين است كه مشكل بشر اين نيست كه عقلش حقايق الهى را درك نمىكند ؛ هم عقلش در اين خصوص كارآيى دارد و هم فطرتش مىتواند اين مطالب را درك كند . از اين جهت مشكل ندارد . منتها غافل است ! آدم غافل را بايد بيدار كرد . با سروصدا ، با تأكيد و با تلنگر ! بنابر اين تأكيدهاى قرآن در جاى خودش ، مفيد است .
مگر ما غافل نيستيم ؟ قرآن را كه نبايد فقط يك كافر بخواند ! ما آخرت را ، هم قبول داريم و هم قبول نداريم ! كمى قبول داريم و كمى قبول نداريم ! قبول داريم چون مىگوييم :