فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى » . « 1 »
در قبول دين ، اكراهى نيست . ( زيرا ) راه درست از راه انحرافى ، روشن شده است . بنابراين ، كسى كه به طاغوت ( / بت وشيطان ، و هر موجود طغيانگر ) كافر شود و به خدا ايمان آورد ، به دستگيره محكمى چنگ زده است ، كه گسستن براى آن نيست . وخداوند ، شنوا وداناست .
در آيهاى ديگر خداوند ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده مىفرمايد :
« أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ » ؟ « 2 »
آيا تو مىخواهى مردم را مجبور كنى تا ايمان بياورند ؟
وقتى خداوند و پيامبر مجبور نكردند ، آيا منِ طلبه مىتوانم مردم را مجبور كنم و با اجبار مثلًا مردم را نمازخوان كنم ؟
نماز از ترس نعلين !
عربى صحرانشين به مسجد كوفه آمد و به نماز ايستاد . باعجله و بىطمأنينه به ركوع و سجود رفت ! گويى به زمين نوك مىزند و برمىخيزد !
شخصى در گوشه مسجد نماز مىخواند . بعد از آنكه اعرابى نمازش را تمام كرد ، آن شخص كفشى را برداشت و به سمت او پرتاب كرد ، تا او متوجّه شخص بشود . اعرابى چشم را برگرداند و وقتى نگاهش به او افتاد ، ترسيد ! آن شخص گفت :
بلند شو و نمازت را دوباره بخوان ! اين چه نمازى است تو مىخوانى ؟
بلند شد و دو ركعت نماز با آب و تاب خواند . نماز را كه تمام كرد ، از وى
هامش
( 1 ) - / بقره ، 256 .
( 2 ) - / يونس ، 99 .