تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى » . « 1 » در قبول دين ، اكراهى نيست . ( زيرا ) راه درست از راه انحرافى ، روشن شده است . بنابراين ، كسى كه به طاغوت ( / بت وشيطان ، و هر موجود طغيانگر ) كافر شود و به خدا ايمان آورد ، به دستگيره محكمى چنگ زده است ، كه گسستن براى آن نيست . وخداوند ، شنوا وداناست . در آيه‌اى ديگر خداوند ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده مىفرمايد : « أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ » ؟ « 2 » آيا تو مىخواهى مردم را مجبور كنى تا ايمان بياورند ؟ وقتى خداوند و پيامبر مجبور نكردند ، آيا منِ طلبه مىتوانم مردم را مجبور كنم و با اجبار مثلًا مردم را نمازخوان كنم ؟

نماز از ترس نعلين !

عربى صحرانشين به مسجد كوفه آمد و به نماز ايستاد . باعجله و بىطمأنينه به ركوع و سجود رفت ! گويى به زمين نوك مىزند و برمىخيزد ! شخصى در گوشه مسجد نماز مىخواند . بعد از آنكه اعرابى نمازش را تمام كرد ، آن شخص كفشى را برداشت و به سمت او پرتاب كرد ، تا او متوجّه شخص بشود . اعرابى چشم را برگرداند و وقتى نگاهش به او افتاد ، ترسيد ! آن شخص گفت : بلند شو و نمازت را دوباره بخوان ! اين چه نمازى است تو مىخوانى ؟ بلند شد و دو ركعت نماز با آب و تاب خواند . نماز را كه تمام كرد ، از وى
هامش
( 1 ) - / بقره ، 256 . ( 2 ) - / يونس ، 99 .