گرديده و ما هم اگر نخواهيم ، موج ما را مىبرد ! » اگر درصدِ مؤمنين و معتقدين فزونى گيرد ، مىگويند : « ما به خاطر پركردن شكم زن و بچّه هم ناچاريم بعضى وقتها از اصول اخلاقى و دينى تخطّى كنيم . مابىتقصيريم . »
در پاسخ به اين اشكالتراشىها بايد گفت :
آقا ! در اين خصوص كه گفتى علما درست برخورد نمىكنند ، مىگوييم :
مسؤوليتكفر و ايمان مردم به عهدهى علما نيست . آنها فقط بايد بيان كنند . بقيّه بر عهدهى خودتان است . من بايد به كس كه به نماز اهميت نمىدهد بگويم كه نماز ستون دين است ، و اگر به نماز اهميت ندهى از شفاعت اهل بيت محروم مىشوى . اگر نمازت قبولنشود ديگراعمالتونيز مورد قبول خداوند نخواهد بود . اماآيابايداو را مجبور به نماز خواندن نمايم ؟ برمنلازماست كه بگويم ؛ امّا او بشنود يا نشود ، ديگر بر عهدهى من نيست .
گوينده را چه غم كه نصيحت قبول نيست * گر نامه رد كنند ، گناه رسول نيست !
اكراه در دين ممنوع !
هيچ آيه يا روايتى را حداقل من پيدا نكردهام كه از آن استنباط كنيم امر به معروف و نهى از منكر به معناى مجبور كردن مردم به انجام دادن كار خوب و پرهيز از كار ناشايست باشد . البتّه صاحب جواهر چنين مطلبى را از آيات و روايات مربوط به اين باب استنباط فرمودهاند ؛ امّا در همان جا بيان شده است كه اين نظر ، آزادى بشر را ناديده گرفته است . آنجا كه پاى ايمان و كفر در ميان است ، هيچ گونه اكراه و اجبارى نيست . راه رستگارى و سعادت و نيز راه اسارت و شقاوت ، هر دو بيان شده است . اين انسان است كه بايد خود تشخيص دهد و يكى از اين دو راه را انتخاب كند .
« لا إِكْراهَ فِى الدينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ . فَمَنْ يَكْفُر بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤمِن بِاللَّهِ