وقتى انسان آگاهى يافت كه خودش بايد گام اوّل را بردارد و حركت را شروع كند ، منتظر چيز ديگرى نخواهد نشست .
وسوسهى شيطان و بهانهجويى بشر كافر
كافران براى توجيه كفر خود غالباً بهانههايى مىتراشند . عدّهاى مىگويند :
« اگر پيغمبر راست مىگويد : چرا عدّهاى ملائكه با او حركت نمىكنند تا هر كس رسالت او را قبول نكرد ، مجازاتش كنند ؟ » يا مىگويند :
« چرا وقتى ما مسلمان نشديم و پيام پيغمبر را قبول نكرديم ، خدا عذاب نازل نكرد ؟ پس معلوم مىشود كه خبرى نيست ! »
كفّار با اين گونه سؤال و ايرادها در صدد توجيه كفرشان بودند و اين يكى از وسوسههاى شيطان است . انسان بايد از اين وسوسه آزاد شود و بداند كه ايمان يا كفرش به دست خودش است ؛ يا حداقل گام نخست را او خود بايد بردارد . از اين رو در سورهى « يس » مىخوانيم :
« إنِّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ »
تو فقط كسى را انذار مىكنى كه از اين يادآورى ( الهى ) پيروى كند .
بايد خود فرد ، سر تسليم فرود آورد و روحيّهى گوش دادن به حرف حق را در خودش ايجاد كند ؛ تا از انذار و هشدار پيامبر بهرهمند شود . و گرنه اگر صلابت به خرج دهد ( خدا هماين امكان را به بشر داده است تادر برابر حرف حق از خود صلابت نشان دهد ) / بامواج هدايتگر بهاونمىرسديااز او مىگذرد . /
بهانهتراشى طالبان گناه
شما در برخوردهاى اجتماعى ، به كرّات مشاهده مىكنيد كه بعضى افراد در صدد بهانهتراشى هستند و منتظرند تا همه چيز مهيّا باشد تا آنها در راه راست گام بردارند . مىگويند : « علما شيوهى درست برخورد با مردم را نمىدانند . » اگر عالمانْ خوب نصيحت كردند ، مىگويند : « دنياطلبى شايع