تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
خاص مدّنظر است . ثانياً : قرآن از كلمه‌ى « سَدّ » استفاده كرده است و سدّ ، بين دو كوه يا ارتفاع بلند ساخته مىشود . يعنى عملًا سمت راست و چپ بسته است . سدّ را در صحرا و دشت ايجاد نمىكنند تا چپ و راستش باز باشد . فلذا قرآن با به كار بردن كلمه‌ى « سدّ » تصوير انسانى را القا مىكند كه راه از چهارسو به روى او بسته است . اميد به ره‌يابى اين فرد ، خيال خامى است ؛ چون از طرفى به قول قرآن « مُقمَحْ » ( سر به هوا ) است و از طرف ديگر نه راه پس دارد و نه راه پيش ! در چپ و راست او هم پايه و ديوارهايى است كه سدّ بر آن بنا نهاده شده است ! در نهايت هم ديدگانشان به قول قرآن با « غشاء » و پرده اى پوشانده شده است . اين تصاوير زيباى قرآنى ، نهايتِ سرگشتگى ، ره‌گُم‌كردگى و انفصال برخى كسان از منبع حق و حقيقت را نشان مىدهد . ثمره‌ى اين انفصال ، بىتفاوتى و / ب‌مرگ احساس است . لذا قرآن در ادامه مىفرمايد : اين افراد به جايى مىرسند كه برايشان فرق نمىكند كه بيم شان بدهى يا ندهى . در هر دو حال ايمان نمىآورند .

جبْتِ تكامل‌يافته !

گفتيم كه مشكل ابتدايى بشر ، غُل‌هاى درونى ( يا به قول قرآن : جِبْتْ ) است كه صورتِ پيشرفته‌ى آن وقتى در خارج تجلى و تجسّم پيدا مىكند ، تبديل به « طاغوت » مىشود كه ظلم و ستم را در جامعه گسترش مىدهد . وقتى ظلم‌ها گسترش يافتند ، بدل به يك پديده مىگردند و كم‌كم در جامعه جا باز مىكنند . / ب‌فرعون و نمرود و قارون ، هر كدامْ يك « جبْتِ تكامل‌يافته ! » محسوب مىشدند . / به ديگر بيان شايد بتوان گفت : غُل‌ها همان جِبْت ( / ب‌طاغوتچه / يا طاغوت