تبديل به بُت مىگردند .
در برخى خانوادهها مشاهده كردهايد كه به عنوان مثال پدر ، جدّ پدرى يا نياكان گذشته مورد تقديس قرار مىگيرند . در ابتدا يك عكس و تصوير قديمى از ايشان در بهترين جاى منزل نصب مىشود . سپس شىئى : قلمى و خودنويسى يا مُهر و سجّادهاى يا كالايى كه به هر حال متعلّق به فردِ متوفَّى ، اندكاندك حالتِ بُت مىشود . بعضىها واقعاً معتقد مىشوند كه روح پدرشان در اين شىء حلول كرده است .
اين روندِ تقديس ، به بتپرستى منجر مىشود . وقتى بتپرستى رايج شد ، بديهى است كه بتْ جايگاهى مىخواهد . بتخانهها اين گونه ساخته مىشوند . بعد از تأسيس بُتخانه ، لازم است شخصى بر آن اشراف داشته باشد . آن شخص در جامعه وجههاى پيدا مىكند و به پول و قدرت دست مىيابد و سپس به محور جامعه تبديل مىگردد . اينجاست كه ديگر بحث ما بحث درونى انسانها نيست ؛ بلكه مشكل اجتماعى است .
اگر بخواهيم اين مشكل را رفع كنيم ، جنگ و درگيرى شروع مىشود . در ابتدا غُل ، داخلى بود ؛ سپس در خارج پيدا مىشود . به تعبير قرآن ، اوّل « جِبْت » است ، بعداً تبديل به « طاغوت » مىشود .
« جبْت » همان حقيقت درونى انسان است كه تحوّل پيدا كرده ، به يك « طاغوت » بيرونى تبديل مىشود و مشكل چند برابر و مضاعف مىگردد .
خداوند سبحانه و تعالى مىفرمايد :
« وَ جَعَلنا مِنْ بينِ ايْديهِم سَدّاً »
طاغوت اگر پيدا شد ، قدرت پيدا مىكند ؛ ارتش ايجاد مىكند ؛ فرهنگ خود را اشاعه مىدهد و به سدّى در جامعه تبديل مىگردد و منشأ حركتها و جنبشهاى اصلاحى در جامعه مىگردد .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٥٨