شده است .
« اغلال » به بندهايى گفته مىشود كه به گردن مجرمان مىبندند و بر دو گونه است : برخى باريك و برخى ديگر پهن مىباشد . غُلى كه پهن است ، تمام گردن را در بر مىگيرد و به چانه فشار آورده ، سربالا مىرود و انسان نمىتواند پايين را نگاه كند .
معناى ديگر اين است كه : « دستهايشان را با گردنهايشان بستهايم . »
امّا اين معنا چندان دلچسب نيست ؛ به خاطر اينكه دست در آيه نيامده است ؛ هر چند غالباً اين گونه است كه دست مجرمان را به گردنشان مىبندند . پس مفهوم اوّل درستتر به نظر مىرسد ، كه بندها به قدرى پهن است كه چانه را نيز در بر مىگيرد .
« فَهُم مُقْمَحُون »
« مُقْمَح » شترى است كه سرش بالا باشد . بين ساربانها مرسوم است كه اگر شتر ، كارى را نخواهد انجام دهد و يا راهى را نرود ، سرش را بالا مىگيرد .
انسانهاى بىبهره از هدايت و مورد نظر آيه نيز چنين حال و روزى دارند . در ادامهى سوره ، براى تجسّم وضعيّت نابهنجار اين انسانهايى كه با حالت ناآماده و نامتعادل ره مىسپرند ، فضاسازى جالبى دارد . مىفرمايد :
اين جماعت رهگمكرده ، راه مىروند ؛ ولى سرشان بالاست . كسى كه سرش بالاست ، راه را نمىبيند و اگر باز به حركت ادامه دهد ، اغلب به ديوار و مانعى برمىخورد . وقتى سرش به سنگ مىخورد ، شوكى به او وارد مىشود . دوباره به اعصابش مسلّط مىشود و تلاش مىكند باز گردد و خود را از بنبست برهاند و راه و روزن ديگرى بجويد . ولى :
« وَ جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً » .
و در پيش روى آنان سدّى قرار داديم ، و در پشت سرشان سدى ؛
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 50
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٥٠