كفّار مدينه به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و گفتند :
« اى رسولخدا ! دعاكن كوههاى اطراف مدينه عقب بروند تا آب و آبادانى شهر بيشتر شود و وضعيّت معاش ما رونق بگيرد . ما هم مؤمن مىشويم . »
جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و گفت :
« اى رسول خدا ! اگر از خدا خواسته شود كه كوهها را به عقب براند ، اين گونه خواهد شد و آب زياد و آبادانى ، تمام شهر را در بر خواهد گرفت . ما حتّى گنجهاى زمين را نيز به آنان مىدهيم . ولى به اينان گوشزد كن كه اگر پس از اين همه نعمتْ كافر گردند ، عذاب استيصال بر آنان نازل خواهد شد . »
پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به جبرئيل گفت :
« من پيامبرِ رحمةٌ للعالمين هستم و هرگز نمىخواهم بر اين قوم عذاب نازل شود . كوهها همچنان بمانند . چون اين امّت اكثرشان قبول ايمان نخواهند كرد . » « 1 »
كفّار قبل از اسلام نيز از پيامبران زمان خود آياتِ مُبصرات خواستند و گفتند :
« نشانهى پيامبرى تو اين باشد كه از كوه سياه ، شترى بيرون آيد . » گفته شد :
« حضرات ! كوه كه شتر نمىزايد ! »
گفتند : « به هر حال ما مىخواهيم ! نه تنها خودش را مىخواهيم ، بچّهاش را هم مىخواهيم و بايد شير هم داشته باشد . »
هر چه خواستند ، خدا اجابت كرد . اما هنگامى كه كافر شدند ، سه روز بيشتر به آنان مهلت داده نشد و همگى هلاك شدند .
آيات مُبصرات اينچنين است ، و عذابِ ايمان نياوردن به آن بسيار دردناك و مهلك است .
« إنّا جَعَلْنَا فِى أَعْناقِهِم أَغْلالًا فَهِىَ إلَى الأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُون »
ما درگردنهاى آنها غُلهايى قرار داديم كه تا چانه ادامه دارد و سرهاى آنان به بالا نگه داشته
هامش
( 1 ) - / ابن كثير ، السيرة النبوية ج 1 ص 482 .