تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
بالأخره بايد كسى غير از خدا را پيدا كنيم و نعمت‌ها را به او نسبت دهيم كه يا پزشك است يا بيمارستان ، يا كسى كه به ما در شرايط سخت ، پول دستى مىدهد ! اين حالت ، در درون انسان است ؛ چون ، طبيعت انسان اين است كه با شهود زندگى مىكند ؛ دنبال غيب نيست . آنچه را كه ظاهر است ، مىبيند امّا آن را كه پشت پرده است و / ب « اينهمه آوازه‌ها از اوست » ، نمىتواند ببيند .

شيخ على نخودكى و صرّاف يهودى !

خدا همه‌ى اموات را رحمت كند ؛ مرحوم ابوى ما از آقا شيخ على نخودكى اصفهانى كه در مشهد زندگى مىكرد ، نقل مىكردند كه آقايى آمد پيش من و گفت : « آقا ! شما از كجا امرار معاش مىكنيد ؟ » گفتم : « از خدا ! » گفت : « مىدانم از خدا ؛ ولى چطور ؟ » گفتم : « خُبْ خداوند - سبحانه و تعالى - زندگى مرا مىگرداند . » امّا او ايستاد و اصرار كرد . به او گفتم : « آقا ! مىخواهى به تو بگويم چگونه ؟ » گفت : « بفرماييد ! » گفتم : « يك صرّاف يهودى در كرمانشاه هست . هفته‌اى دو قِران به من مىدهد ؛ من با آن امرار معاش مىكنم ! » گفت : « حالا شد ! » گفتم : « آقا جان ! اوّلًا صرّاف‌ها كه روى پول خيلى حساس هستند . ثانياً چطور يهودى مىآيد به منِ مسلمان پول دهد . ثالثاً ، كرمانشاه كجا و مشهد كجا ؟ تو قبول مىكنى يك صرّاف يهودى در كرمانشاه به من پول بدهد امّا قبول