هنوز گاو . . . معبود است !
در يكى از شهرهاى هند مشغول تردُّد بودم . ديدم ترافيك سنگينى شد ؛ ترافيك سنگينى كه باعث شد ماشينها يك سانت هم حركت نكنند .
آهستهآهسته به محلّ اصلى ترافيك رسيديم و ديديم : بله ! يك گاو آن وسط ايستاده و آنجا كاملًا به صورت يك ميدانگاه در آمده ؛ ماشينها دور گاو حركت مىكنند و گاو را حركت نمىدهند كه برود !
هنوز هم در هند عبادتِ گاو رايج است . برخى مردم موش را عبادت مىكنند !
واقعاً چقدر تأسّفآور است كه بشر اين همه سقوط كند !
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ « 1 » همين است .
خدا مىفرمايد : اين بشرى كه دنبال شيطان رفته و خدايانى جز اللَّه براى خود برگزيده و آنها راعبادت مىكند ، آيا آنها مىتوانند از خود دفاع كنند ؟ !
/ ب
ابوذر و روباهِ اهانتكننده به بُت !
اين ماجرا را به ابوذر نسبت دادهاند كه قبل از آن كه اسلام بياورد ، يك شب براى بتى كه در عبادتگاهى بود ، مقدارى شير برد و جلوى آن گذاشت و خود رفت و پشت پردهاى مخفى شد تا ببيند اين بت چهكار مىكند . با خود گفت :
« شايد بت از من خجالت مىكشد و شرم حضور ، نمىگذارد كه شير بخورد ! » رفت و مدّتى پشت پرده مخفى شد . ديد بت هيچ حركتى نكرد ؛ ظرف شير هم جلويش بود . ناگهان روباهى آمد و شيرها را نوش جان كرد و
هامش
( 1 ) - / تين ، 4 - / 6 : ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِى أَحْسَنِ تَقْوَيمٍ ، ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ، الّا الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَات فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ .
ما انسان را به بهترين صورت و نظام آفريديم ، سپس او را به پايينترين مرحله بازگردانديم ، مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند كه براى آنها پاداشى تمام نشدنى است . )