/ ب
وجه اينكه خدا مؤمن را سَر مىدواند !
يكى از علّتهايى كه هيچ گاه ، « علّت تامّه » - به آن صورتى كه در ذهن ماست - وجود ندارد ، همين است كه انسان هميشه به فكر « او » باشد . در روايت داريم رزق مؤمن را خداوند - سبحانه و تعالى - از يك جاى مرتّبى قرار نمىدهد تا او مرتّباً به خدا تضرّع ، و آه وناله كند و از خدا بخواهد ، قلبش دائماً بين خوف و رجا باشد ، اين خود يك نعمت بزرگ براى انسان است . امّا انسانى كه مىداند سرماه - بالاخره - حقوقش مىرسد ، ديگر اعتماد به همان حقوق سرماه مىكند و غفلت مىكند اگر خدا نخواهد ، لقمهاى كه در دست دارد را نمىتواند در دهانش بگذارد .
شكرگزارترينها پيغمبر مىشوند !
شايد بزرگترين نعمت الهى ، شكرباشد . از بعضى از آيات استفاده مىشود كه سبب انتخاب و اختيار انبياء هم همين شكر بوده است . اساسىترين محور حكمت ، شكر است .
خداوند مىفرمايد :
وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَهَؤُلَاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ؛ « 1 »
و اين چنين بعضى از آنها را با بعض ديگر آزموديم تا بگويند :
« آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما برگزيده و بر آنها منّت گذاره است ؟ ! »
آيا خداوند ، شاكران را بهتر نمىشناسد ؟ !
اينها آمدند گفتند : « چطور شد كه خدا اينها را پيامبر قرار داد ؟ چرا اينها پيامبر شدند ؟ » ؛ خدا در جواب مىفرمايد : « مگر خدا نمىداند كدام يك شكرگزار است ؟ ! » : - البته يك تفسير از تفسيرهاى آيه ، اين است -
هامش
( 1 ) - / انعام ، 53 .