تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ . ما هرگز شعر به او ( / پيامبر ) نياموختيم ، وشايسته او نيست ( شاعر باشد ) . اين ( كتاب آسمانى ) فقط ذكر و قرآن مبين است . خداى متعال خطاب به انسان‌ها مىفرمايد : اين دستوراتى كه در قالب كتابى به نام قرآن به پيامبر داده‌ام ، شعر نيست ؛ بلكه حرف‌هاى فطرى و وجدانى است كه هر انسان ، با وجدانى پاك آن را درك مىكند . برخى به قرآن به ديده‌ى يك كتاب شعر زيبا مىنگريستند . خداوند مىفرمايد : چنان نپنداريد كه قرآن همانند گلى خوشبو است كه به دست شما داده باشند تا آن را تزيين منازل و كارهاى خود كنيد ؛ بلكه همانند دارويى خوشبو و معطّر است كه طبيبى چون خداى بزرگ آن را براى انسان‌ها تجويز كرده تا دواى دردهايشان قرار دهند . مناسب است كه نكته‌اى تذكّر داده سپس بحث را ادامه بدهم . در روايات وارد شده كه خداى متعال به حضرت موسى عليه السلام فرمود : يَا مُوسى احبِبْنى وَ حَبِّبنى الى خَلْقى ؛ اى موسى مرا دوست بدار و بندگانم را به دوست داشتن من هدايت كن ! حضرت موسى گفت : يَا رَبّ انكَ لَتَعْلَمُ أنّه ليسَ أحدٌ أحبُّ الىَّ منك ، فكيف لى بقلوب العباد ؟ اى خداى من ، تو ميدانى كه تو را از همه چيز بيشتر دوست دارم ؛ ولى چگونه مردم را به محبت تو هدايت كنم ؟ خداوند فرمود : فَذَكِّرهم نعمتى وآلائى « 1 » ؛ . نعمت‌هاى مرا براى آن‌ها يادآورى كن !
هامش
( 1 ) - / بحارالانوار ، ج 13 ، ص 351 ، ح 43 ، روايت از امام محمد باقر عليه السلام است .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 360 | السيد محمد تقي المدرسي